ابوسعید ابوالخیر
رباعیات
ابوسعید ابوالخیر / رباعیات
فهرست متن
اشعار و آثار
661رباعی شماره ۶۶۱ - از کبر مدار هیچ در دل هوسی...رباعیاز کبر مدار هیچ در دل هوسی←662رباعی شماره ۶۶۲ - ای در سر هر کس از خیالت هوسی...رباعیای در سر هر کس از خیالت هوسی←663رباعی شماره ۶۶۳ - گر شهره شوی به شهر شر الناسی...رباعیگر شهره شوی به شهر شر الناسی←664رباعی شماره ۶۶۴ - تا نگذری از جمع به فردی نرسی...رباعیتا نگذری از جمع به فردی نرسی←665رباعی شماره ۶۶۵ - گه شانه کش طره لیلا باشی...رباعیگه شانه کش طره لیلا باشی←666رباعی شماره ۶۶۶ - مزار دلی را که تو جانش باشی...رباعیمزار دلی را که تو جانش باشی←667رباعی شماره ۶۶۷ - جان چیست غم و درد و بلا را هدفی...رباعیجان چیست غم و درد و بلا را هدفی←668رباعی شماره ۶۶۸ - بگشود نگار من نقاب از طرفی...رباعیبگشود نگار من نقاب از طرفی←669رباعی شماره ۶۶۹ - وصافی خود به رغم حاسد تا کی...رباعیوصافی خود به رغم حاسد تا کی←670رباعی شماره ۶۷۰ - ای دل زشراب جهل مستی تا کی...رباعیای دل زشراب جهل مستی تا کی←671رباعی شماره ۶۷۱ - ای آنکه به کنهت نرسد ادراکی...رباعیای آنکه به کنهت نرسد ادراکی←672رباعی شماره ۶۷۲ - ای از تو به باغ هر گلی را رنگی...رباعیای از تو به باغ هر گلی را رنگی←673رباعی شماره ۶۷۳ - تا بتوانی بکش به جان بار دلی...رباعیتا بتوانی بکش به جان بار دلی←674رباعی شماره ۶۷۴ - از درد تو نیست چشم خالی ز نمی...رباعیاز درد تو نیست چشم خالی ز نمی←675رباعی شماره ۶۷۵ - بی پا و سران دشت خون آشامی...رباعیبی پا و سران دشت خون آشامی←676رباعی شماره ۶۷۶ - دل داغ تو دارد ارنه بفروختمی...رباعیدل داغ تو دارد ارنه بفروختمی←677رباعی شماره ۶۷۷ - حقا که اگر چو مرغ پر داشتمی...رباعیحقا که اگر چو مرغ پر داشتمی←678رباعی شماره ۶۷۸ - هستی که عیان نیست روان در شانی...رباعیهستی که عیان نیست روان در شانی←679رباعی شماره ۶۷۹ - گر در طلب گوهر کانی کانی...رباعیگر در طلب گوهر کانی کانی←680رباعی شماره ۶۸۰ - میدان فراخ و مرد میدانی نی...رباعیمیدان فراخ و مرد میدانی نی←681رباعی شماره ۶۸۱ - دردی داریم و سینه بریانی...رباعیدردی داریم و سینه بریانی←682رباعی شماره ۶۸۲ - گر طاعت خود نقش کنم بر نانی...رباعیگر طاعت خود نقش کنم بر نانی←683رباعی شماره ۶۸۳ - نزدیکان را بیش بود حیرانی...رباعینزدیکان را بیش بود حیرانی←684رباعی شماره ۶۸۴ - نزدیکان را بیش بود حیرانی...رباعینزدیکان را بیش بود حیرانی←685رباعی شماره ۶۸۵ - ای آنکه دوای دردمندان دانی...رباعیای آنکه دوای دردمندان دانی←686رباعی شماره ۶۸۶ - آنی تو که حال دل نالان دانی...رباعیآنی تو که حال دل نالان دانی←687رباعی شماره ۶۸۷ - گفتی که به وقت مجلس افروختنی...رباعیگفتی که به وقت مجلس افروختنی←688رباعی شماره ۶۸۸ - ما را به سر چاه بری دست زنی...رباعیما را به سر چاه بری دست زنی←689رباعی شماره ۶۸۹ - تا چند سخن تراشی و رنده زنی...رباعیتا چند سخن تراشی و رنده زنی←690رباعی شماره ۶۹۰ - ای واحد بی مثال معبود غنی...رباعیای واحد بی مثال معبود غنی←