ملک الشعرای بهار
قصاید
ملک الشعرای بهار / گزیده اشعار / قصاید
فهرست متن
اشعار و آثار
1قصیده ۱ - دگر باره خیاط باد صبا...قصیدهدگر باره خیاط باد صبا←2قصیده ۲ - از من گرفت گیتی یارم را...قصیدهاز من گرفت گیتی یارم را←3قصیده ۳ - کند از جا عاقبت سیلاب چشم تر مرا...قصیدهکند از جا عاقبت سیلاب چشم تر مرا←4قصیده ۴ - بگرفت شب ز چهره انجم نقابها...قصیدهبگرفت شب ز چهره انجم نقابها←5قصیده ۵ - سحابی قیرگون بر شد ز دریا...قصیدهسحابی قیرگون بر شد ز دریا←6قصیده ۶ - ای آفتاب گردون! تاری شو و متاب...قصیدهای آفتاب گردون! تاری شو و متاب←7قصیده ۷ - مانده ام در شکنج رنج و تعب...قصیدهمانده ام در شکنج رنج و تعب←8قصیده ۸ - سخن بزرگ شود چون درست باشد و راست...قصیدهسخن بزرگ شود چون درست باشد و راست←9قصیده ۹ - در شهربند مهر و وفا دلبری نماند...قصیدهدر شهربند مهر و وفا دلبری نماند←10قصیده ۱۰ - ای دیو سپید پای در بند!...قصیدهای دیو سپید پای در بند!←11قصیده ۱۱ - به کام من بر، یک چند گشت گیهان بود...قصیدهبه کام من بر، یک چند گشت گیهان بود←12قصیده ۱۲ - هنگام فرودین که رساند ز ما درود؟...قصیدههنگام فرودین که رساند ز ما درود؟←13قصیده ۱۳ - رسید موکب نوروز و چشم فتنه غنود...قصیدهرسید موکب نوروز و چشم فتنه غنود←14قصیده ۱۴ - بهارا! بهل تا گیاهی برآید...قصیدهبهارا! بهل تا گیاهی برآید←15قصیده ۱۵ - نخلی که قد افراشت، به پستی نگراید...قصیدهنخلی که قد افراشت، به پستی نگراید←16قصیده ۱۶ - شب خرگه سیه زد و در وی بیارمید...قصیدهشب خرگه سیه زد و در وی بیارمید←17قصیده ۱۷ - ای زده زنار بر، ز مشک به رخسار!...قصیدهای زده زنار بر، ز مشک به رخسار!←18قصیده ۱۸ - بگریست ابر تیره به دشت اندر...قصیدهبگریست ابر تیره به دشت اندر←19قصیده ۱۹ - سنبل داری به گوشه چمن اندر...قصیدهسنبل داری به گوشه چمن اندر←20قصیده ۲۰ - ای خامه! دو تا شو و به خط مگذر...قصیدهای خامه! دو تا شو و به خط مگذر←21قصیده ۲۱ - باز به پا کرد نوبهار، سرادق...قصیدهباز به پا کرد نوبهار، سرادق←22قصیده ۲۲ - پیامی ز مژگان تر می فرستم...قصیدهپیامی ز مژگان تر می فرستم←23قصیده ۲۳ - ما فقیران که روز در تعبیم...قصیدهما فقیران که روز در تعبیم←24قصیده ۲۴ - بیا تا جهان را به هم برزنیم...قصیدهبیا تا جهان را به هم برزنیم←25قصیده ۲۵ - خیز و طعنه بر مه و پروین زن...قصیدهخیز و طعنه بر مه و پروین زن←26قصیده ۲۶ - ای به روی و به موی، لاله و سوسن!...قصیدهای به روی و به موی، لاله و سوسن!←27قصیده ۲۷ - بر تختگاه تجرد، سلطان نامورم من...قصیدهبر تختگاه تجرد، سلطان نامورم من←28قصیده ۲۸ - مغز من اقلیم دانش، فکرتم بیدای او...قصیدهمغز من اقلیم دانش، فکرتم بیدای او←29قصیده ۲۹ - فغان ز جغد جنگ و مرغوای او...قصیدهفغان ز جغد جنگ و مرغوای او←30قصیده ۳۰ - منصور باد لشکر آن چشم کینه خواه...قصیدهمنصور باد لشکر آن چشم کینه خواه←