محتشم کاشانی
غزلیات از رساله جلالیه
محتشم کاشانی / دیوان اشعار / غزلیات از رساله جلالیه
فهرست متن
اشعار و آثار
1شماره ۱ - من و دیدن رقیبان هوسناک تو را...غزلمن و دیدن رقیبان هوسناک تو را←2شماره ۲ - ای فلک خوش کن به مرگ من دل یار مرا...غزلای فلک خوش کن به مرگ من دل یار مرا←3شماره ۳ - من نه آن صیدم که بودم پاسدار اکنون مرا...غزلمن نه آن صیدم که بودم پاسدار اکنون مرا←4شماره ۴ - عشقت زهم برآورد یاران مهربان را...غزلعشقت زهم برآورد یاران مهربان را←5شماره ۵ - چون پیش یار قید و رهائی برابر است...غزلچون پیش یار قید و رهائی برابر است←6شماره ۶ - دلم که بی تو لگدکوب محنت و الم است...غزلدلم که بی تو لگدکوب محنت و الم است←7شماره ۷ - در عین وصل جز من راضی به مرگ خود کیست...غزلدر عین وصل جز من راضی به مرگ خود کیست←8شماره ۸ - به عزت نامزد شد هرکه نامد مدتی سویت...غزلبه عزت نامزد شد هرکه نامد مدتی سویت←9شماره ۹ - نمی گفتم که خواهد دوخت غیرت چشمم از رویت...غزلنمی گفتم که خواهد دوخت غیرت چشمم از رویت←10شماره ۱۰ - آن که چشمت را ز خواب ناز بیداری نداد...غزلآن که چشمت را ز خواب ناز بیداری نداد←11شماره ۱۱ - یارب چه مهر خوبان حسن از جهان برافتد...غزلیارب چه مهر خوبان حسن از جهان برافتد←12شماره ۱۲ - بخت چون بر نقد دولت سکه اقبال زد...غزلبخت چون بر نقد دولت سکه اقبال زد←13شماره ۱۳ - الهی تا ز حسن و عشق در عالم نشان باشد...غزلالهی تا ز حسن و عشق در عالم نشان باشد←14شماره ۱۴ - مهی برفت ازین شهر و شور شهر دگر شد...غزلمهی برفت ازین شهر و شور شهر دگر شد←15شماره ۱۵ - ساربانا پرشتابان بار ازین منزل مبند...غزلساربانا پرشتابان بار ازین منزل مبند←16شماره ۱۶ - تبارک الله ازین پادشاه وش صنمی...غزلتبارک الله ازین پادشاه وش صنمی←17شماره ۱۷ - حسن تو چند زینت هر انجمن بود...غزلحسن تو چند زینت هر انجمن بود←18شماره ۱۸ - آزرده ام به شکوه دل دلستان خود...غزلآزرده ام به شکوه دل دلستان خود←19شماره ۱۹ - دل می شود هر روز خون تا او ز دل بیرون شود...غزلدل می شود هر روز خون تا او ز دل بیرون شود←20شماره ۲۰ - شعله حسن تو بالاتر ازین می باید...غزلشعله حسن تو بالاتر ازین می باید←21شماره ۲۱ - روی ناشسته چو ماهش نگرید...غزلروی ناشسته چو ماهش نگرید←22شماره ۲۲ - بهر تسخیر دلم پادشهی تازه رسید...غزلبهر تسخیر دلم پادشهی تازه رسید←23شماره ۲۳ - باز جائی رفته ام کز روی یارم شرمسار...غزلباز جائی رفته ام کز روی یارم شرمسار←24شماره ۲۴ - ما به یارانیم مشغول و رقیب ما به یار...غزلما به یارانیم مشغول و رقیب ما به یار←25شماره ۲۵ - هان ای دل هجران گزین در جلوه است آن مه دگر...غزلهان ای دل هجران گزین در جلوه است آن مه دگر←26شماره ۲۶ - بترس از آن که درآرد سر از دهان من آتش...غزلبترس از آن که درآرد سر از دهان من آتش←27شماره ۲۷ - سخن درست بگویم اگرچه میترسم...غزلسخن درست بگویم اگرچه میترسم←28شماره ۲۸ - داردم در زیر تیغ امروز جلاد فراق...غزلداردم در زیر تیغ امروز جلاد فراق←29شماره ۲۹ - وصل چون شد عام از هجران بود ناخوشترک...غزلوصل چون شد عام از هجران بود ناخوشترک←30شماره ۳۰ - چون من کجاست بوالعجبی در بسیط خاک...غزلچون من کجاست بوالعجبی در بسیط خاک←