محتشم کاشانی
غزلیات از رساله جلالیه
محتشم کاشانی / دیوان اشعار / غزلیات از رساله جلالیه
فهرست متن
اشعار و آثار
31شماره ۳۱ - این منم کز عصمت دل در دلت جا کرده ام...غزلاین منم کز عصمت دل در دلت جا کرده ام←32شماره ۳۲ - هرگز از زلف کجت بی پیچ و تابی نیستم...غزلهرگز از زلف کجت بی پیچ و تابی نیستم←33شماره ۳۳ - منم شکسته نهال ریاض عشق و گلی...غزلمنم شکسته نهال ریاض عشق و گلی←34شماره ۳۴ - به خوبی ذره ای بودی چه در کوی تو جا کردم...غزلبه خوبی ذره ای بودی چه در کوی تو جا کردم←35شماره ۳۵ - منم کز دل وداع کشور امن و امان کردم...غزلمنم کز دل وداع کشور امن و امان کردم←36شماره ۳۶ - به دعوی آمده ترکی که صید خود کندم...غزلبه دعوی آمده ترکی که صید خود کندم←37شماره ۳۷ - نخست آنکس که شد در بند انکار تو من بودم...غزلنخست آنکس که شد در بند انکار تو من بودم←38شماره ۳۸ - دو روزی شد که با هجران جانان صحبتی دارم...غزلدو روزی شد که با هجران جانان صحبتی دارم←39شماره ۳۹ - دانسته باش ای دل کزان نامهربانت می برم...غزلدانسته باش ای دل کزان نامهربانت می برم←40شماره ۴۰ - چراغ خود دگر در بزم او بی نور می بینم...غزلچراغ خود دگر در بزم او بی نور می بینم←41شماره ۴۱ - بود دی در چمن ای قبله حاجتمندان...غزلبود دی در چمن ای قبله حاجتمندان←42شماره ۴۲ - بیرون شدم از بزمت ای شمع صراحی گردنان...غزلبیرون شدم از بزمت ای شمع صراحی گردنان←43شماره ۴۳ - کسی هم بوده کز شوخی بزور یک نظر کردن...غزلکسی هم بوده کز شوخی بزور یک نظر کردن←44شماره ۴۴ - چند چشمت بسته بیند چشم سرگردان من...غزلچند چشمت بسته بیند چشم سرگردان من←45شماره ۴۵ - گدای شهر را دانسته خلقی پادشاه من...غزلگدای شهر را دانسته خلقی پادشاه من←46شماره ۴۶ - اگر خواهی دعای من کنی بر مدعای من...غزلاگر خواهی دعای من کنی بر مدعای من←47شماره ۴۷ - دلم آزاد از دامش نمی گردد چه دامست این...غزلدلم آزاد از دامش نمی گردد چه دامست این←48شماره ۴۸ - در حلقه بتان است سر حلقه آن پری رو...غزلدر حلقه بتان است سر حلقه آن پری رو←49شماره ۴۹ - آن که شد تا حشر لازم صبر در هجران او...غزلآن که شد تا حشر لازم صبر در هجران او←50شماره ۵۰ - گشت دیگر پای تمکینم سبک در راه او...غزلگشت دیگر پای تمکینم سبک در راه او←51شماره ۵۱ - قیاس خوبی آن مه ازین کن کز جفای او...غزلقیاس خوبی آن مه ازین کن کز جفای او←52شماره ۵۲ - چون جلوه گر گردد بلا از قامت فتان تو...غزلچون جلوه گر گردد بلا از قامت فتان تو←53شماره ۵۳ - شدم از گریه نابینا چراغ دیده من کو...غزلشدم از گریه نابینا چراغ دیده من کو←54شماره ۵۴ - گرچه دیدم بر عذار عصمتت خال گناه...غزلگرچه دیدم بر عذار عصمتت خال گناه←55شماره ۵۵ - چون نیست دلت با من از وصل تو هجران به...غزلچون نیست دلت با من از وصل تو هجران به←56شماره ۵۶ - شده خلقت چو گریبان کش دلهای همه...غزلشده خلقت چو گریبان کش دلهای همه←57شماره ۵۷ - دارم از دست تو بر سر افسر بی غیرتی...غزلدارم از دست تو بر سر افسر بی غیرتی←58شماره ۵۸ - یزک سپاه هجران که نمود پیشدستی...غزلیزک سپاه هجران که نمود پیشدستی←59شماره ۵۹ - برای خاطر غیرم به صد جفا کشتی...غزلبرای خاطر غیرم به صد جفا کشتی←60شماره ۶۰ - به مهر غیر در اخلاص من خلل کردی...غزلبه مهر غیر در اخلاص من خلل کردی←