محتشم کاشانی
غزلیات
محتشم کاشانی / دیوان اشعار / غزلیات
فهرست متن
اشعار و آثار
61غزل شماره ۶۱ - باز این چه زلف از طرف رخ نمودن است...غزلباز این چه زلف از طرف رخ نمودن است←62غزل شماره ۶۲ - زخم جفای یار که بر سینه مرهم است...غزلزخم جفای یار که بر سینه مرهم است←63غزل شماره ۶۳ - کنون که خنجر بیداد یار خونریز است...غزلکنون که خنجر بیداد یار خونریز است←64غزل شماره ۶۴ - زان آستان که قبله ارباب دولت است...غزلزان آستان که قبله ارباب دولت است←65غزل شماره ۶۵ - به عزم رقص چو آن فتنه زمین برخاست...غزلبه عزم رقص چو آن فتنه زمین برخاست←66غزل شماره ۶۶ - چون دم جان دادنم آهی ز جانان برنخاست...غزلچون دم جان دادنم آهی ز جانان برنخاست←67غزل شماره ۶۷ - رخت که صورت صنع آشکار از آن پیداست...غزلرخت که صورت صنع آشکار از آن پیداست←68غزل شماره ۶۸ - با من بدی امروز زاطوار تو پیداست...غزلبا من بدی امروز زاطوار تو پیداست←69غزل شماره ۶۹ - گوی میدان محبت سر اهل نظر است...غزلگوی میدان محبت سر اهل نظر است←70غزل شماره ۷۰ - تو را بسوی رقیبان گذار بسیار است...غزلتو را بسوی رقیبان گذار بسیار است←71غزل شماره ۷۱ - با خط آن سلطان خوبان را جمالی دیگر است...غزلبا خط آن سلطان خوبان را جمالی دیگر است←72غزل شماره ۷۲ - آهوی چشم بتان چشم تو را نخجیر است...غزلآهوی چشم بتان چشم تو را نخجیر است←73غزل شماره ۷۳ - خط ز رخت سر کشید سرکشی ای گل بس است...غزلخط ز رخت سر کشید سرکشی ای گل بس است←74غزل شماره ۷۴ - از اشگ گرم چشم ترم کان آتش است...غزلاز اشگ گرم چشم ترم کان آتش است←75غزل شماره ۷۵ - این صید هنوز نیم رام است...غزلاین صید هنوز نیم رام است←76غزل شماره ۷۶ - نقد غمت که حاصل دنیا و دین ماست...غزلنقد غمت که حاصل دنیا و دین ماست←77غزل شماره ۷۷ - بر درت کانجا سیاست مانع از داد من است...غزلبر درت کانجا سیاست مانع از داد من است←78غزل شماره ۷۸ - روی تو که اختر زمین است...غزلروی تو که اختر زمین است←79غزل شماره ۷۹ - پای یکی به علت ادبار نارواست...غزلپای یکی به علت ادبار نارواست←80غزل شماره ۸۰ - غمزه کز قوت حسنت دو کمان ساخته است...غزلغمزه کز قوت حسنت دو کمان ساخته است←81غزل شماره ۸۱ - آن که بزم غیر را روشن چو گلشن کرده است...غزلآن که بزم غیر را روشن چو گلشن کرده است←82غزل شماره ۸۲ - حرف عشقت مگر امشب ز یکی سرزده است...غزلحرف عشقت مگر امشب ز یکی سرزده است←83غزل شماره ۸۳ - از عاشقان حوالی آن خانه پر شده است...غزلاز عاشقان حوالی آن خانه پر شده است←84غزل شماره ۸۴ - امشب دگر حریف شرابت که بوده است...غزلامشب دگر حریف شرابت که بوده است←85غزل شماره ۸۵ - کمر به کین تو ای دل چو یار جانی بست...غزلکمر به کین تو ای دل چو یار جانی بست←86غزل شماره ۸۶ - چو ناز او به میان تیغ دلستانی بست...غزلچو ناز او به میان تیغ دلستانی بست←87غزل شماره ۸۷ - گفتمش تیر تو خواهد به دل زار نشست...غزلگفتمش تیر تو خواهد به دل زار نشست←88غزل شماره ۸۸ - منتظری عمرها گر بگذاری نشست...غزلمنتظری عمرها گر بگذاری نشست←89غزل شماره ۸۹ - آن چه هر شب بگذرد از چرخ فریاد منست...غزلآن چه هر شب بگذرد از چرخ فریاد منست←90غزل شماره ۹۰ - دوست با من دشمن و با دشمن من گشته دوست...غزلدوست با من دشمن و با دشمن من گشته دوست←