محتشم کاشانی
غزلیات
محتشم کاشانی / دیوان اشعار / غزلیات
فهرست متن
اشعار و آثار
181غزل شماره ۱۸۱ - چون طلوع آن آفتاب از مطلع اقبال کرد...غزلچون طلوع آن آفتاب از مطلع اقبال کرد←182غزل شماره ۱۸۲ - از جیب حسن سرو قدی سر بدر نکرد...غزلاز جیب حسن سرو قدی سر بدر نکرد←183غزل شماره ۱۸۳ - آن پری بگذشت و سوی ما نگاهی هم نکرد...غزلآن پری بگذشت و سوی ما نگاهی هم نکرد←184غزل شماره ۱۸۴ - جدائی تو هلاکم ز اشتیاق تو کرد...غزلجدائی تو هلاکم ز اشتیاق تو کرد←185غزل شماره ۱۸۵ - که گمان داشت که روزی تو سفر خواهی کرد...غزلکه گمان داشت که روزی تو سفر خواهی کرد←186غزل شماره ۱۸۶ - دی باد چو بوی تو ز بزم دگر آورد...غزلدی باد چو بوی تو ز بزم دگر آورد←187غزل شماره ۱۸۷ - بهتر است از هرچه دهقان در چمن می پرورد...غزلبهتر است از هرچه دهقان در چمن می پرورد←188غزل شماره ۱۸۸ - اگر لطفت ز پای اشک و آهم شعله برگیرد...غزلاگر لطفت ز پای اشک و آهم شعله برگیرد←189غزل شماره ۱۸۹ - اجل خواهم مزاج خوی آن بیدادگر گیرد...غزلاجل خواهم مزاج خوی آن بیدادگر گیرد←190غزل شماره ۱۹۰ - چو ممکن نیست کانمه پاسبان محفلم سازد...غزلچو ممکن نیست کانمه پاسبان محفلم سازد←191غزل شماره ۱۹۱ - چراغی آمد و بر آفتاب پهلو زد...غزلچراغی آمد و بر آفتاب پهلو زد←192غزل شماره ۱۹۲ - خوش آن شبی که ز رویش نقاب برخیزد...غزلخوش آن شبی که ز رویش نقاب برخیزد←193غزل شماره ۱۹۳ - چو عشق کوس سکون از گران عیاری زد...غزلچو عشق کوس سکون از گران عیاری زد←194غزل شماره ۱۹۴ - چو گریم بی تو اشگم از بن مژگان فرو ریزد...غزلچو گریم بی تو اشگم از بن مژگان فرو ریزد←195غزل شماره ۱۹۵ - به وجود پاکت شه من ز بدان گزندی نرسد...غزلبه وجود پاکت شه من ز بدان گزندی نرسد←196غزل شماره ۱۹۶ - خنک آن نسیم بشارتی که ز غایب از نظری رسد...غزلخنک آن نسیم بشارتی که ز غایب از نظری رسد←197غزل شماره ۱۹۷ - زخم او یکبارگی امروز بر جان می رسد...غزلزخم او یکبارگی امروز بر جان می رسد←198غزل شماره ۱۹۸ - گفتم تو را متاعی بهتر ز ناز باشد...غزلگفتم تو را متاعی بهتر ز ناز باشد←199غزل شماره ۱۹۹ - ز بس کان جنگجو را احتزاز از صلح من باشد...غزلز بس کان جنگجو را احتزاز از صلح من باشد←200غزل شماره ۲۰۰ - به رهی کان سفری سرو روان خواهد شد...غزلبه رهی کان سفری سرو روان خواهد شد←201غزل شماره ۲۰۱ - بی وفا یارا وفا و یاریت معلوم شد...غزلبی وفا یارا وفا و یاریت معلوم شد←202غزل شماره ۲۰۲ - هیچ میگویی اسیری داشتم حالش چه شد...غزلهیچ میگویی اسیری داشتم حالش چه شد←203غزل شماره ۲۰۳ - هر خون که از درون ز دل مبتلا چکد...غزلهر خون که از درون ز دل مبتلا چکد←204غزل شماره ۲۰۴ - دلا گذشت شب هجر و یار از سفر آمد...غزلدلا گذشت شب هجر و یار از سفر آمد←205غزل شماره ۲۰۵ - دلا نخل امل بنشان که باز آن سروناز آمد...غزلدلا نخل امل بنشان که باز آن سروناز آمد←206غزل شماره ۲۰۶ - چو تیر غمزه افکندی به جان ناتوان آمد...غزلچو تیر غمزه افکندی به جان ناتوان آمد←207غزل شماره ۲۰۷ - کمان ناز به زه نازنین سوار من آمد...غزلکمان ناز به زه نازنین سوار من آمد←208غزل شماره ۲۰۸ - دم جاندان آن بت بر سرم با تیغ کین آمد...غزلدم جاندان آن بت بر سرم با تیغ کین آمد←209غزل شماره ۲۰۹ - گه رفتن آن پری رو بوداع ما نیامد...غزلگه رفتن آن پری رو بوداع ما نیامد←210غزل شماره ۲۱۰ - زلفش مرا به کوشش خود می کشد به بند...غزلزلفش مرا به کوشش خود می کشد به بند←