محتشم کاشانی
غزلیات
محتشم کاشانی / دیوان اشعار / غزلیات
فهرست متن
اشعار و آثار
541غزل شماره ۵۴۱ - به دست دیده عنان دل فکار مده...غزلبه دست دیده عنان دل فکار مده←542غزل شماره ۵۴۲ - شبهای هجران همنشین از مهر او یادم مده...غزلشبهای هجران همنشین از مهر او یادم مده←543غزل شماره ۵۴۳ - پند گوی تو چه ها تا به تو فهمانیده...غزلپند گوی تو چه ها تا به تو فهمانیده←544غزل شماره ۵۴۴ - قلم نسخ بران بر ورق حسن همه...غزلقلم نسخ بران بر ورق حسن همه←545غزل شماره ۵۴۵ - نمی دانم ز خود افتادگان داری خبر یا نه...غزلنمی دانم ز خود افتادگان داری خبر یا نه←546غزل شماره ۵۴۶ - من کیستم به دوزخ هجران فتاده ای...غزلمن کیستم به دوزخ هجران فتاده ای←547غزل شماره ۵۴۷ - صبح مرا به ظن غلط شام کرده ای...غزلصبح مرا به ظن غلط شام کرده ای←548غزل شماره ۵۴۸ - از قید عهد بنده تو خود رسته بوده ای...غزلاز قید عهد بنده تو خود رسته بوده ای←549غزل شماره ۵۴۹ - دی باز جرعه نوش ز جام که بوده ای...غزلدی باز جرعه نوش ز جام که بوده ای←550غزل شماره ۵۵۰ - بیش از دی گرم استغنا زدن گردیده ای...غزلبیش از دی گرم استغنا زدن گردیده ای←551غزل شماره ۵۵۱ - بر دل فکنده پرتو نادیده آفتابی...غزلبر دل فکنده پرتو نادیده آفتابی←552غزل شماره ۵۵۲ - ای گل خود رو چه بد کردم که خوارم ساختی...غزلای گل خود رو چه بد کردم که خوارم ساختی←553غزل شماره ۵۵۳ - اگر مقدار عشق پاک را دلدار دانستی...غزلاگر مقدار عشق پاک را دلدار دانستی←554غزل شماره ۵۵۴ - کاش یارم از ستم دایم مکدر داشتی...غزلکاش یارم از ستم دایم مکدر داشتی←555غزل شماره ۵۵۵ - مرا به دست غم خود گذاشتی رفتی...غزلمرا به دست غم خود گذاشتی رفتی←556غزل شماره ۵۵۶ - به رقیب سفری وعده رفتن دادی...غزلبه رقیب سفری وعده رفتن دادی←557غزل شماره ۵۵۷ - بریدی از من آن پیوند با بدخواه هم کردی...غزلبریدی از من آن پیوند با بدخواه هم کردی←558غزل شماره ۵۵۸ - اگر آگه ز اخلاص من آزرده دل گردی...غزلاگر آگه ز اخلاص من آزرده دل گردی←559غزل شماره ۵۵۹ - بر در درج قفل زدم یک چندی...غزلبر در درج قفل زدم یک چندی←560غزل شماره ۵۶۰ - چو می نماید، که هست با من، جفا و جورت، ز روی یاری...غزلچو می نماید، که هست با من، جفا و جورت، ز روی یاری←561غزل شماره ۵۶۱ - زد به درونم آتش تنگ قبا سواری...غزلزد به درونم آتش تنگ قبا سواری←562غزل شماره ۵۶۲ - دلا زان گل بریدی خاطرت آسود پنداری...غزلدلا زان گل بریدی خاطرت آسود پنداری←563غزل شماره ۵۶۳ - این طلعت و رخسار که دارد که تو داری...غزلاین طلعت و رخسار که دارد که تو داری←564غزل شماره ۵۶۴ - سرلشگر حسن است نگاهی که تو داری...غزلسرلشگر حسن است نگاهی که تو داری←565غزل شماره ۵۶۵ - باز ای دل شورانگیز رو سوی کسی داری...غزلباز ای دل شورانگیز رو سوی کسی داری←566غزل شماره ۵۶۶ - باز بر من نظر افکنده شکار اندازی...غزلباز بر من نظر افکنده شکار اندازی←567غزل شماره ۵۶۷ - چه باشد گر سنان غمزه را زین تیزتر سازی...غزلچه باشد گر سنان غمزه را زین تیزتر سازی←568غزل شماره ۵۶۸ - به جرم این که گفتم سوز خود با عالم افروزی...غزلبه جرم این که گفتم سوز خود با عالم افروزی←569غزل شماره ۵۶۹ - از بهر حسرت دادنم هر لحظه منشین با کسی...غزلاز بهر حسرت دادنم هر لحظه منشین با کسی←570غزل شماره ۵۷۰ - دل را اگر ز صبر به جان آورد کسی...غزلدل را اگر ز صبر به جان آورد کسی←