محتشم کاشانی
غزلیات
محتشم کاشانی / دیوان اشعار / غزلیات
فهرست متن
اشعار و آثار
121غزل شماره ۱۲۱ - آن شاه ملک دل ستم از من دریغ داشت...غزلآن شاه ملک دل ستم از من دریغ داشت←122غزل شماره ۱۲۲ - بس که مجنون الفتی با مردم دنیا نداشت...غزلبس که مجنون الفتی با مردم دنیا نداشت←123غزل شماره ۱۲۳ - خاطری جمع ز شبه آن که تو میدانی داشت...غزلخاطری جمع ز شبه آن که تو میدانی داشت←124غزل شماره ۱۲۴ - بعد چندین انتظار آن مه به خاک ما گذشت...غزلبعد چندین انتظار آن مه به خاک ما گذشت←125غزل شماره ۱۲۵ - فغان که همسفر غیر شد حبیب و برفت...غزلفغان که همسفر غیر شد حبیب و برفت←126غزل شماره ۱۲۶ - ناله چندان ز دلم راه فلک دوش گرفت...غزلناله چندان ز دلم راه فلک دوش گرفت←127غزل شماره ۱۲۷ - بردوش آن قدر دل من بار غم گرفت...غزلبردوش آن قدر دل من بار غم گرفت←128غزل شماره ۱۲۸ - حسن پری جلوه کرد دیو جنونم گرفت...غزلحسن پری جلوه کرد دیو جنونم گرفت←129غزل شماره ۱۲۹ - بود شهری و مهی آن نیز محمل بست و رفت...غزلبود شهری و مهی آن نیز محمل بست و رفت←130غزل شماره ۱۳۰ - یارم طریق سرکشی از سر گرفت و رفت...غزلیارم طریق سرکشی از سر گرفت و رفت←131غزل شماره ۱۳۱ - شهریار من مرا پابست هجران کرد و رفت...غزلشهریار من مرا پابست هجران کرد و رفت←132غزل شماره ۱۳۲ - با رقیب آمد و این غمکده را در زد و رفت...غزلبا رقیب آمد و این غمکده را در زد و رفت←133غزل شماره ۱۳۳ - خاست غوغائی و زیبا پسری آمد و رفت...غزلخاست غوغائی و زیبا پسری آمد و رفت←134غزل شماره ۱۳۴ - چابکسواری آمد و لعبی نمود و رفت...غزلچابکسواری آمد و لعبی نمود و رفت←135غزل شماره ۱۳۵ - زانطره دل سوی ذقنت رفته رفته رفت...غزلزانطره دل سوی ذقنت رفته رفته رفت←136غزل شماره ۱۳۶ - بی پرده برآئی چو به صحرای قیامت...غزلبی پرده برآئی چو به صحرای قیامت←137غزل شماره ۱۳۷ - زین نقش خانه کی من دیوانه جویمت...غزلزین نقش خانه کی من دیوانه جویمت←138غزل شماره ۱۳۸ - کدام سرو ز سنبل نهاده بند به پایت...غزلکدام سرو ز سنبل نهاده بند به پایت←139غزل شماره ۱۳۹ - به قصد جان من در جلوه آمد قد رعنایت...غزلبه قصد جان من در جلوه آمد قد رعنایت←140غزل شماره ۱۴۰ - زهی گشوده کمند بلا سلاسل مویت...غزلزهی گشوده کمند بلا سلاسل مویت←141غزل شماره ۱۴۱ - عمرها فکر وصال تو عبث بود عبث...غزلعمرها فکر وصال تو عبث بود عبث←142غزل شماره ۱۴۲ - دادم از دست برون دامن دلبر به عبث...غزلدادم از دست برون دامن دلبر به عبث←143غزل شماره ۱۴۳ - سالها از پی وصل تو دویدم به عبث...غزلسالها از پی وصل تو دویدم به عبث←144غزل شماره ۱۴۴ - زهی طغیان حسنت بر شکیب کار من باعث...غزلزهی طغیان حسنت بر شکیب کار من باعث←145غزل شماره ۱۴۵ - گلخنیان تو را نیست به بزم احتیاج...غزلگلخنیان تو را نیست به بزم احتیاج←146غزل شماره ۱۴۶ - گر به دردم نرسد آن بت غافل چه علاج...غزلگر به دردم نرسد آن بت غافل چه علاج←147غزل شماره ۱۴۷ - اغیار را به صحبت جانان چه احتیاج...غزلاغیار را به صحبت جانان چه احتیاج←148غزل شماره ۱۴۸ - درختان تا شوند از باد گاهی راست گاهی کج...غزلدرختان تا شوند از باد گاهی راست گاهی کج←149غزل شماره ۱۴۹ - زهی ز تو دل ناوک سزای من مجروح...غزلزهی ز تو دل ناوک سزای من مجروح←150غزل شماره ۱۵۰ - به زبان خرد این نکته صریح است صریح...غزلبه زبان خرد این نکته صریح است صریح←