محتشم کاشانی
غزلیات
محتشم کاشانی / دیوان اشعار / غزلیات
فهرست متن
اشعار و آثار
211غزل شماره ۲۱۱ - یار بیدردی غیر و غم ما می داند...غزلیار بیدردی غیر و غم ما می داند←212غزل شماره ۲۱۲ - ای گل به کس این خوبی بسیار نمی ماند...غزلای گل به کس این خوبی بسیار نمی ماند←213غزل شماره ۲۱۳ - بهترین طاقی که زیر طاق گردون بسته اند...غزلبهترین طاقی که زیر طاق گردون بسته اند←214غزل شماره ۲۱۴ - یک جهان شوخی به یک عالم حیا آمیختند...غزلیک جهان شوخی به یک عالم حیا آمیختند←215غزل شماره ۲۱۵ - یک دلان خوش دلی از فتح سلطان یافتند...غزلیک دلان خوش دلی از فتح سلطان یافتند←216غزل شماره ۲۱۶ - دی همایون خبری مژده دهانم دادند...غزلدی همایون خبری مژده دهانم دادند←217غزل شماره ۲۱۷ - عاشقان نرد محبت چو به دلبر بازند...غزلعاشقان نرد محبت چو به دلبر بازند←218غزل شماره ۲۱۸ - حسن روزافزون او ترسم جهان برهم زند...غزلحسن روزافزون او ترسم جهان برهم زند←219غزل شماره ۲۱۹ - گر از جمال جهانتاب او نقاب کشند...غزلگر از جمال جهانتاب او نقاب کشند←220غزل شماره ۲۲۰ - بلا به من که ندارم غم بقا چکند...غزلبلا به من که ندارم غم بقا چکند←221غزل شماره ۲۲۱ - گر بر من آرمیده سمندش گذر کند...غزلگر بر من آرمیده سمندش گذر کند←222غزل شماره ۲۲۲ - آه از آن لحظه که مجلس به غضب در شکند...غزلآه از آن لحظه که مجلس به غضب در شکند←223غزل شماره ۲۲۳ - چون باز خواهد کز طلب جوینده را دور افکند...غزلچون باز خواهد کز طلب جوینده را دور افکند←224غزل شماره ۲۲۴ - هر کسی چیزی به پای آن پسر می افکند...غزلهر کسی چیزی به پای آن پسر می افکند←225غزل شماره ۲۲۵ - خدا اگر چه ز پاکان دعا قبول کند...غزلخدا اگر چه ز پاکان دعا قبول کند←226غزل شماره ۲۲۶ - چشمت چو شهر غمزه را آرایش مژگان کند...غزلچشمت چو شهر غمزه را آرایش مژگان کند←227غزل شماره ۲۲۷ - عاشق از حسرت دیدار تو آهی نکند...غزلعاشق از حسرت دیدار تو آهی نکند←228غزل شماره ۲۲۸ - عجب که دولت من بی بقائیی نکند...غزلعجب که دولت من بی بقائیی نکند←229غزل شماره ۲۲۹ - لعل تو رد شکست من زمزمه بس نمی کند...غزللعل تو رد شکست من زمزمه بس نمی کند←230غزل شماره ۲۳۰ - آخر ای پیمان گسل یاران به یاران این کنند...غزلآخر ای پیمان گسل یاران به یاران این کنند←231غزل شماره ۲۳۱ - آسودگان چو نشئه درد آرزو کنند...غزلآسودگان چو نشئه درد آرزو کنند←232غزل شماره ۲۳۲ - دل وجان و سرو تن گر به فدای تو شوند...غزلدل وجان و سرو تن گر به فدای تو شوند←233غزل شماره ۲۳۳ - رندان که نقد جان به می ناب می دهند...غزلرندان که نقد جان به می ناب می دهند←234غزل شماره ۲۳۴ - ملامت گو که گاهی همچو ماه از روزنت بیند...غزلملامت گو که گاهی همچو ماه از روزنت بیند←235غزل شماره ۲۳۵ - دیشب که بر لبت لب جام شراب بود...غزلدیشب که بر لبت لب جام شراب بود←236غزل شماره ۲۳۶ - امشب که چشم مست تو در مهد خواب بود...غزلامشب که چشم مست تو در مهد خواب بود←237غزل شماره ۲۳۷ - دی صبح دم که عارض او بی نقاب بود...غزلدی صبح دم که عارض او بی نقاب بود←238غزل شماره ۲۳۸ - همنشین امشب اگر آن بت چنین خواهد بود...غزلهمنشین امشب اگر آن بت چنین خواهد بود←239غزل شماره ۲۳۹ - دوش چشمم هم به خواب از فکر و هم بیدار بود...غزلدوش چشمم هم به خواب از فکر و هم بیدار بود←240غزل شماره ۲۴۰ - گنج وصل او به چون من بی وفائی حیف بود...غزلگنج وصل او به چون من بی وفائی حیف بود←