خیام
رباعیات
خیام / رباعیات
فهرست متن
اشعار و آثار
31رباعی شماره ۳۱ - دارنده چو ترکیب طبایع آراست...رباعیدارنده چو ترکیب طبایع آراست←32رباعی شماره ۳۲ - در پرده اسرار کسی را ره نیست...رباعیدر پرده اسرار کسی را ره نیست←33رباعی شماره ۳۳ - در خواب بدم مرا خردمندی گفت...رباعیدر خواب بدم مرا خردمندی گفت←34رباعی شماره ۳۴ - در دایره ای که آمد و رفتن ماست...رباعیدر دایره ای که آمد و رفتن ماست←35رباعی شماره ۳۵ - در فصل بهار اگر بتی حور سرشت...رباعیدر فصل بهار اگر بتی حور سرشت←36رباعی شماره ۳۶ - دریاب که از روح جدا خواهی رفت...رباعیدریاب که از روح جدا خواهی رفت←37رباعی شماره ۳۷ - ساقی گل و سبزه بس طربناک شده ست...رباعیساقی گل و سبزه بس طربناک شده ست←38رباعی شماره ۳۸ - عمریست مرا تیره و کاریست نه راست...رباعیعمریست مرا تیره و کاریست نه راست←39رباعی شماره ۳۹ - فصل گل و طرف جویبار و لب کشت...رباعیفصل گل و طرف جویبار و لب کشت←40رباعی شماره ۴۰ - گر شاخ بقا ز بیخ بختت رست است...رباعیگر شاخ بقا ز بیخ بختت رست است←41رباعی شماره ۴۱ - گویند کسان بهشت با حور خوش است...رباعیگویند کسان بهشت با حور خوش است←42رباعی شماره ۴۲ - گویند مرا که دوزخی باشد مست...رباعیگویند مرا که دوزخی باشد مست←43رباعی شماره ۴۳ - من هیچ ندانم که مرا آنکه سرشت...رباعیمن هیچ ندانم که مرا آنکه سرشت←44رباعی شماره ۴۴ - مهتاب به نور دامن شب بشکافت...رباعیمهتاب به نور دامن شب بشکافت←45رباعی شماره ۴۵ - می خوردن و شاد بودن آیین منست...رباعیمی خوردن و شاد بودن آیین منست←46رباعی شماره ۴۶ - می لعل مذابست و صراحی کان است...رباعیمی لعل مذابست و صراحی کان است←47رباعی شماره ۴۷ - می نوش که عمر جاودانی اینست...رباعیمی نوش که عمر جاودانی اینست←48رباعی شماره ۴۸ - نیکی و بدی که در نهاد بشر است...رباعینیکی و بدی که در نهاد بشر است←49رباعی شماره ۴۹ - در هر دشتی که لاله زاری بوده ست...رباعیدر هر دشتی که لاله زاری بوده ست←50رباعی شماره ۵۰ - هر ذره که در خاک زمینی بوده است...رباعیهر ذره که در خاک زمینی بوده است←51رباعی شماره ۵۱ - هر سبزه که برکنار جویی رسته است...رباعیهر سبزه که برکنار جویی رسته است←52رباعی شماره ۵۲ - یک جرعه می ز ملک کاووس به است...رباعییک جرعه می ز ملک کاووس به است←53رباعی شماره ۵۳ - چون عمر به سر رسد چه شیرین و چه تلخ...رباعیچون عمر به سر رسد چه شیرین و چه تلخ←54رباعی شماره ۵۴ - آنانکه محیط فضل و آداب شدند...رباعیآنانکه محیط فضل و آداب شدند←55رباعی شماره ۵۵ - آن را که به صحرای علل تاخته اند...رباعیآن را که به صحرای علل تاخته اند←56رباعی شماره ۵۶ - آنها که کهن شدند و اینها که نوند...رباعیآنها که کهن شدند و اینها که نوند←57رباعی شماره ۵۷ - آنکس که زمین و چرخ و افلاک نهاد...رباعیآنکس که زمین و چرخ و افلاک نهاد←58رباعی شماره ۵۸ - آرند یکی و دیگری بربایند...رباعیآرند یکی و دیگری بربایند←59رباعی شماره ۵۹ - اجرام که ساکنان این ایوانند...رباعیاجرام که ساکنان این ایوانند←60رباعی شماره ۶۰ - از آمدنم نبود گردون را سود...رباعیاز آمدنم نبود گردون را سود←