شیخ بهایی
رباعیات
شیخ بهایی / دیوان اشعار / رباعیات
فهرست متن
اشعار و آثار
31رباعی شماره ۳۱ - دیدی که بهائی چو غم از سر وا کرد...رباعیدیدی که بهائی چو غم از سر وا کرد←32رباعی شماره ۳۲ - او را که دل از عشق مشوش باشد...رباعیاو را که دل از عشق مشوش باشد←33رباعی شماره ۳۳ - تا نیست نگردی، ره هستت ندهند...رباعیتا نیست نگردی، ره هستت ندهند←34رباعی شماره ۳۴ - فردا که محققان هر فن طلبند...رباعیفردا که محققان هر فن طلبند←35رباعی شماره ۳۵ - بر درگه دوست، هر که صادق برود...رباعیبر درگه دوست، هر که صادق برود←36رباعی شماره ۳۶ - دل درد و بلای عشقش افزون خواهد...رباعیدل درد و بلای عشقش افزون خواهد←37رباعی شماره ۳۷ - دل جور تو، ای مهر گسل، می خواهد...رباعیدل جور تو، ای مهر گسل، می خواهد←38رباعی شماره ۳۸ - لطف ازلی، نیکی هر بد خواهد...رباعیلطف ازلی، نیکی هر بد خواهد←39رباعی شماره ۳۹ - ای آنکه دلم غیر جفای تو ندید...رباعیای آنکه دلم غیر جفای تو ندید←40رباعی شماره ۴۰ - کاری ز وجود ناقصم نگشاید...رباعیکاری ز وجود ناقصم نگشاید←41رباعی شماره ۴۱ - آهنگ حجاز می نمودم من زار...رباعیآهنگ حجاز می نمودم من زار←42رباعی شماره ۴۲ - از دام دفینه، خوب جستیم آخر...رباعیاز دام دفینه، خوب جستیم آخر←43رباعی شماره ۴۳ - گفتم که کنم تحفه ات ای لاله عذار...رباعیگفتم که کنم تحفه ات ای لاله عذار←44رباعی شماره ۴۴ - از ناله عشاق، نوایی بردار...رباعیاز ناله عشاق، نوایی بردار←45رباعی شماره ۴۵ - در بزم تو ای شمع، منم زار و اسیر...رباعیدر بزم تو ای شمع، منم زار و اسیر←46رباعی شماره ۴۶ - تا بتوانی، ز خلق، ای یار عزیز!...رباعیتا بتوانی، ز خلق، ای یار عزیز!←47رباعی شماره ۴۷ - از سبحه من، پیر مغان رفت ز هوش...رباعیاز سبحه من، پیر مغان رفت ز هوش←48رباعی شماره ۴۸ - ای زاهد خود نمای سجاده به دوش...رباعیای زاهد خود نمای سجاده به دوش←49رباعی شماره ۴۹ - کردیم دلی را که نبد مصباحش...رباعیکردیم دلی را که نبد مصباحش←50رباعی شماره ۵۰ - از ذوق صدای پایت، ای رهزن هوش...رباعیاز ذوق صدای پایت، ای رهزن هوش←51رباعی شماره ۵۱ - از بس که زدم به شیشه تقوی سنگ...رباعیاز بس که زدم به شیشه تقوی سنگ←52رباعی شماره ۵۲ - یک چند، میان خلق کردیم درنگ...رباعییک چند، میان خلق کردیم درنگ←53رباعی شماره ۵۳ - در چهره ندارم از مسلمانی رنگ...رباعیدر چهره ندارم از مسلمانی رنگ←54رباعی شماره ۵۴ - در مدرسه جز خون جگر، نیست حلال...رباعیدر مدرسه جز خون جگر، نیست حلال←55رباعی شماره ۵۵ - عمری است که تیر زهر را آماجم...رباعیعمری است که تیر زهر را آماجم←56رباعی شماره ۵۶ - غمهای جهان در دل پر غم داریم...رباعیغمهای جهان در دل پر غم داریم←57رباعی شماره ۵۷ - افسوس که عمر خود تباهی کردیم...رباعیافسوس که عمر خود تباهی کردیم←58رباعی شماره ۵۸ - بی روی تو، خونابه فشاند چشمم...رباعیبی روی تو، خونابه فشاند چشمم←59رباعی شماره ۵۹ - یکچند، در این مدرسه ها گردیدم...رباعییکچند، در این مدرسه ها گردیدم←60رباعی شماره ۶۰ - ما با می و مینا، سر تقوی داریم...رباعیما با می و مینا، سر تقوی داریم←