سیف فرغانی
غزلها
سیف فرغانی / گزیده اشعار / غزلها
فهرست متن
اشعار و آثار
31غزل شماره ۳۱ - کسی کو همچو تو جانان ندارد...غزلکسی کو همچو تو جانان ندارد←32غزل شماره ۳۲ - چشم تو کو جز دل سیاه ندارد...غزلچشم تو کو جز دل سیاه ندارد←33غزل شماره ۳۳ - مه نکویی ز روی او دارد...غزلمه نکویی ز روی او دارد←34غزل شماره ۳۴ - در حلقه زلف تو هر دل خطری دارد...غزلدر حلقه زلف تو هر دل خطری دارد←35غزل شماره ۳۵ - نگار من چو اندر من نظر کرد...غزلنگار من چو اندر من نظر کرد←36غزل شماره ۳۶ - هر که در عشق نمیرد به بقایی نرسد...غزلهر که در عشق نمیرد به بقایی نرسد←37غزل شماره ۳۷ - این حسن و آن لطافت در حور عین نباشد...غزلاین حسن و آن لطافت در حور عین نباشد←38غزل شماره ۳۸ - قومی که جان به حضرت جانان همی برند...غزلقومی که جان به حضرت جانان همی برند←39غزل شماره ۳۹ - آه درد مرا دوا که کند؟...غزلآه درد مرا دوا که کند؟←40غزل شماره ۴۰ - ای که در باغ نکویی به تو نبود مانند...غزلای که در باغ نکویی به تو نبود مانند←41غزل شماره ۴۱ - دردمندان غم عشق دوا می خواهند...غزلدردمندان غم عشق دوا می خواهند←42غزل شماره ۴۲ - دوشم اسباب عیش نیکو بود...غزلدوشم اسباب عیش نیکو بود←43غزل شماره ۴۳ - مشکل است این که کسی را به کسی دل برود...غزلمشکل است این که کسی را به کسی دل برود←44غزل شماره ۴۴ - رفتی و نام تو ز زبانم نمی رود...غزلرفتی و نام تو ز زبانم نمی رود←45غزل شماره ۴۵ - دلم بوسه ز آن لعل نوشین خوهد...غزلدلم بوسه ز آن لعل نوشین خوهد←46غزل شماره ۴۶ - در شهر اگر زمانی آن خوش پسر برآید...غزلدر شهر اگر زمانی آن خوش پسر برآید←47غزل شماره ۴۷ - بیا که بی تو مرا کار بر نمی آید...غزلبیا که بی تو مرا کار بر نمی آید←48غزل شماره ۴۸ - حدیث عشق در گفتن نیاید...غزلحدیث عشق در گفتن نیاید←49غزل شماره ۴۹ - ای تو را تعبیه در تنگ شکر مروارید...غزلای تو را تعبیه در تنگ شکر مروارید←50غزل شماره ۵۰ - ای نامه نو رسیده از یار...غزلای نامه نو رسیده از یار←51غزل شماره ۵۱ - ایا نموده دهانت ز لعل خندان در...غزلایا نموده دهانت ز لعل خندان در←52غزل شماره ۵۲ - دوش در مجلس ما بود ز روی دلبر...غزلدوش در مجلس ما بود ز روی دلبر←53غزل شماره ۵۳ - مست عشقت به خود نیاید باز...غزلمست عشقت به خود نیاید باز←54غزل شماره ۵۴ - ای رخ خوب تو آفتاب جهان سوز...غزلای رخ خوب تو آفتاب جهان سوز←55غزل شماره ۵۵ - ایا به حسن چو شیرین به ملک چون پرویز...غزلایا به حسن چو شیرین به ملک چون پرویز←56غزل شماره ۵۶ - جرعه ای می نخورده از دستش...غزلجرعه ای می نخورده از دستش←57غزل شماره ۵۷ - گر چه جان می دهم از آرزوی دیدارش...غزلگر چه جان می دهم از آرزوی دیدارش←58غزل شماره ۵۸ - قند خجل می شود از لب چون شکرش...غزلقند خجل می شود از لب چون شکرش←59غزل شماره ۵۹ - شبی از مجلس مستان برآمد ناله چنگش...غزلشبی از مجلس مستان برآمد ناله چنگش←60غزل شماره ۶۰ - ترکی است یار من که نداند کس از گلش...غزلترکی است یار من که نداند کس از گلش←