عبید زاکانی
رباعیات
عبید زاکانی / دیوان اشعار / رباعیات
فهرست متن
اشعار و آثار
1رباعی شماره ۱ - هرکس که سر زلف تو آورد بدست...رباعیهرکس که سر زلف تو آورد بدست←2رباعی شماره ۲ - تا مهر توام در دل شوریده نشست...رباعیتا مهر توام در دل شوریده نشست←3رباعی شماره ۳ - ای مقصد خورشید پرستان رویت...رباعیای مقصد خورشید پرستان رویت←4رباعی شماره ۴ - گفتم عقلم گفت که حیران منست...رباعیگفتم عقلم گفت که حیران منست←5رباعی شماره ۵ - دوران بقا بی می و ساقی حشواست...رباعیدوران بقا بی می و ساقی حشواست←6رباعی شماره ۶ - دنیا نه مقام ماست نه جای نشست...رباعیدنیا نه مقام ماست نه جای نشست←7رباعی شماره ۷ - امشب من و چنگیی و معشوقه چست...رباعیامشب من و چنگیی و معشوقه چست←8رباعی شماره ۸ - میکوش که تا ز اهل نظر خوانندت...رباعیمیکوش که تا ز اهل نظر خوانندت←9رباعی شماره ۹ - هرچند که درد دل هر خسته بسیست...رباعیهرچند که درد دل هر خسته بسیست←10رباعی شماره ۱۰ - گل کز رخ او خجل فرو میماند...رباعیگل کز رخ او خجل فرو میماند←11رباعی شماره ۱۱ - این شمع که شب در انجمن می خندد...رباعیاین شمع که شب در انجمن می خندد←12رباعی شماره ۱۲ - هر چند بهشت صد کرامت دارد...رباعیهر چند بهشت صد کرامت دارد←13رباعی شماره ۱۳ - تا یار برفت صبر از من برمید...رباعیتا یار برفت صبر از من برمید←14رباعی شماره ۱۴ - ای شعله ای از پرتو رویت خورشید...رباعیای شعله ای از پرتو رویت خورشید←15رباعی شماره ۱۵ - فکری که بر آن طبع روان میگذرد...رباعیفکری که بر آن طبع روان میگذرد←16رباعی شماره ۱۶ - آن زلف که بر گوشه غلطاق نهاد...رباعیآن زلف که بر گوشه غلطاق نهاد←17رباعی شماره ۱۷ - درویش که می خورد به میری برسد...رباعیدرویش که می خورد به میری برسد←18رباعی شماره ۱۸ - من ترک شراب ناب نتوانم کرد...رباعیمن ترک شراب ناب نتوانم کرد←19رباعی شماره ۱۹ - آن خور که ازو قوت روح افزاید...رباعیآن خور که ازو قوت روح افزاید←20رباعی شماره ۲۰ - جان قصه آن ماه سخنگو گوید...رباعیجان قصه آن ماه سخنگو گوید←21رباعی شماره ۲۱ - عشق تو مرا چو خاک ره خواهد کرد...رباعیعشق تو مرا چو خاک ره خواهد کرد←22رباعی شماره ۲۲ - تا ساخته شخص من و پرداخته اند...رباعیتا ساخته شخص من و پرداخته اند←23رباعی شماره ۲۳ - گر وصل تو دست من شیدا گیرد...رباعیگر وصل تو دست من شیدا گیرد←24رباعی شماره ۲۴ - لب هر که بر آن لعل طربناک نهد...رباعیلب هر که بر آن لعل طربناک نهد←25رباعی شماره ۲۵ - از شدت دست تنگی و محنت برد...رباعیاز شدت دست تنگی و محنت برد←26رباعی شماره ۲۶ - زین گونه که این شمع روان می سوزد...رباعیزین گونه که این شمع روان می سوزد←27رباعی شماره ۲۷ - قومی ز پی مذهب و دین می سوزند...رباعیقومی ز پی مذهب و دین می سوزند←28رباعی شماره ۲۸ - دل با رخ دلبری صفائی دارد...رباعیدل با رخ دلبری صفائی دارد←29رباعی شماره ۲۹ - وصف لب او سخن چو آغاز کند...رباعیوصف لب او سخن چو آغاز کند←30رباعی شماره ۳۰ - دانا ز می و مغانه می نگریزد...رباعیدانا ز می و مغانه می نگریزد←