انوری
رباعیات
انوری / دیوان اشعار / رباعیات
فهرست متن
اشعار و آثار
421رباعی شماره ۴۲۱ - تا چند ز جان مستمند اندیشی...رباعیتا چند ز جان مستمند اندیشی←422رباعی شماره ۴۲۲ - ای پیش کفت جود فلک زراقی...رباعیای پیش کفت جود فلک زراقی←423رباعی شماره ۴۲۳ - ای نسبت تو هم به نبی هم به علی...رباعیای نسبت تو هم به نبی هم به علی←424رباعی شماره ۴۲۴ - کو آنکه ز غم دست به جایی زدمی...رباعیکو آنکه ز غم دست به جایی زدمی←425رباعی شماره ۴۲۵ - گر من ز فلک شکایت کنمی...رباعیگر من ز فلک شکایت کنمی←426رباعی شماره ۴۲۶ - گر عقل عزیز را به فرمان شومی...رباعیگر عقل عزیز را به فرمان شومی←427رباعی شماره ۴۲۷ - صدرا چو تو چشم آسمان بیند نی...رباعیصدرا چو تو چشم آسمان بیند نی←428رباعی شماره ۴۲۸ - شاها چو تو مادر زمان زاید نی...رباعیشاها چو تو مادر زمان زاید نی←429رباعی شماره ۴۲۹ - ای چرخ جز آیت بلا خوانی نی...رباعیای چرخ جز آیت بلا خوانی نی←430رباعی شماره ۴۳۰ - در ملک چنین که وسعتش می دانی...رباعیدر ملک چنین که وسعتش می دانی←431رباعی شماره ۴۳۱ - ای دل طمعم زان همه سرگردانی...رباعیای دل طمعم زان همه سرگردانی←432رباعی شماره ۴۳۲ - ای شاه گر آنچه می توانی نکنی...رباعیای شاه گر آنچه می توانی نکنی←433رباعی شماره ۴۳۳ - ای گل گهر ژاله چو در گوش کنی...رباعیای گل گهر ژاله چو در گوش کنی←434رباعی شماره ۴۳۴ - گر در همه عمر یک نکویی بکنی...رباعیگر در همه عمر یک نکویی بکنی←435رباعی شماره ۴۳۵ - با بوعلی اب ارب هم بنشینی...رباعیبا بوعلی اب ارب هم بنشینی←436رباعی شماره ۴۳۶ - رو رو که تو یار چو منی کم بینی...رباعیرو رو که تو یار چو منی کم بینی←437رباعی شماره ۴۳۷ - هر روز به نویی ای بت سلسله موی...رباعیهر روز به نویی ای بت سلسله موی←438رباعی شماره ۴۳۸ - شب نیست دلا که از غمش خون نشوی...رباعیشب نیست دلا که از غمش خون نشوی←439رباعی شماره ۴۳۹ - گفتم که نثار جان کنم گر آیی...رباعیگفتم که نثار جان کنم گر آیی←440رباعی شماره ۴۴۰ - چون دیده فرو ریخت به رخ بینایی...رباعیچون دیده فرو ریخت به رخ بینایی←441رباعی شماره ۴۴۱ - ای محنت هجر بر دلم سرنایی...رباعیای محنت هجر بر دلم سرنایی←442رباعی شماره ۴۴۲ - با دل گفتم گرد بلا می پویی...رباعیبا دل گفتم گرد بلا می پویی←443رباعی شماره ۴۴۳ - صورت گر فطرت ننگارد چو تویی...رباعیصورت گر فطرت ننگارد چو تویی←444رباعی شماره ۴۴۴ - ای نامتحرک حیوانی که تویی...رباعیای نامتحرک حیوانی که تویی←