انوری
رباعیات
انوری / دیوان اشعار / رباعیات
فهرست متن
اشعار و آثار
181رباعی شماره ۱۸۱ - شمشیر تو با خصم تو پیمان نکند...رباعیشمشیر تو با خصم تو پیمان نکند←182رباعی شماره ۱۸۲ - سلطان غمت بنده نوازی نکند...رباعیسلطان غمت بنده نوازی نکند←183رباعی شماره ۱۸۳ - گلها چو به باغ جلوه را ساز کنند...رباعیگلها چو به باغ جلوه را ساز کنند←184رباعی شماره ۱۸۴ - این طایفه گر مروت آیین نکنند...رباعیاین طایفه گر مروت آیین نکنند←185رباعی شماره ۱۸۵ - قومی که در این سفر مرا همراهند...رباعیقومی که در این سفر مرا همراهند←186رباعی شماره ۱۸۶ - گردون چو نشست و خاست تو می بیند...رباعیگردون چو نشست و خاست تو می بیند←187رباعی شماره ۱۸۷ - چشم تو در آیینه به چشم تو نمود...رباعیچشم تو در آیینه به چشم تو نمود←188رباعی شماره ۱۸۸ - گفت آنکه مرا ره سلامت بنمود...رباعیگفت آنکه مرا ره سلامت بنمود←189رباعی شماره ۱۸۹ - دستت به سخا چون ید بیضا بنمود...رباعیدستت به سخا چون ید بیضا بنمود←190رباعی شماره ۱۹۰ - با دل گفتم که عشق چون روی نمود...رباعیبا دل گفتم که عشق چون روی نمود←191رباعی شماره ۱۹۱ - شبها ز غمت ستم کشم باید بود...رباعیشبها ز غمت ستم کشم باید بود←192رباعی شماره ۱۹۲ - گردون به وصال ما موافق زان بود...رباعیگردون به وصال ما موافق زان بود←193رباعی شماره ۱۹۳ - دوشم ز فراق تو همه شیون بود...رباعیدوشم ز فراق تو همه شیون بود←194رباعی شماره ۱۹۴ - یک نیم دمم از جهان به دست آمده بود...رباعییک نیم دمم از جهان به دست آمده بود←195رباعی شماره ۱۹۵ - بر عید رخت دلم چو پیروز نبود...رباعیبر عید رخت دلم چو پیروز نبود←196رباعی شماره ۱۹۶ - دل درخور صحبت دل افروز نبود...رباعیدل درخور صحبت دل افروز نبود←197رباعی شماره ۱۹۷ - گل یک شبه شد هین که چو گستاخ شود...رباعیگل یک شبه شد هین که چو گستاخ شود←198رباعی شماره ۱۹۸ - هر کو نه به خدمت تو خرسند شود...رباعیهر کو نه به خدمت تو خرسند شود←199رباعی شماره ۱۹۹ - آخر غم غور از دلم دور شود...رباعیآخر غم غور از دلم دور شود←200رباعی شماره ۲۰۰ - تسلیم چو بر حادثه پیروز شود...رباعیتسلیم چو بر حادثه پیروز شود←201رباعی شماره ۲۰۱ - آنرا که خرد مصلحت آموز شود...رباعیآنرا که خرد مصلحت آموز شود←202رباعی شماره ۲۰۲ - با آنکه غم از دلم برون می نشود...رباعیبا آنکه غم از دلم برون می نشود←203رباعی شماره ۲۰۳ - یک شب مه گردون به رخت می نگرید...رباعییک شب مه گردون به رخت می نگرید←204رباعی شماره ۲۰۴ - آن روز که بنده خاک خدمت بوسید...رباعیآن روز که بنده خاک خدمت بوسید←205رباعی شماره ۲۰۵ - بیداد فلک پرده رازم بدرید...رباعیبیداد فلک پرده رازم بدرید←206رباعی شماره ۲۰۶ - زان پس که وصال روی در پرده کشید...رباعیزان پس که وصال روی در پرده کشید←207رباعی شماره ۲۰۷ - در مستی اگر ببرد خوابم شاید...رباعیدر مستی اگر ببرد خوابم شاید←208رباعی شماره ۲۰۸ - جان یک نفس از درد تو می ناساید...رباعیجان یک نفس از درد تو می ناساید←209رباعی شماره ۲۰۹ - یک در فلک از امید من نگشاید...رباعییک در فلک از امید من نگشاید←210رباعی شماره ۲۱۰ - بس راه که پای همتم پیماید...رباعیبس راه که پای همتم پیماید←