ملا هادی سبزواری
غزلیات
ملا هادی سبزواری / غزلیات
فهرست متن
اشعار و آثار
61غزل شماره ۶۰ - چون دست قضا رشته اعمار برشت...غزلچون دست قضا رشته اعمار برشت←62غزل شماره ۶۱ - زیبی که بشکل هرنگار است...غزلزیبی که بشکل هرنگار است←63غزل شماره ۶۲ - جام جم مظهر اعظم دل درویشان است...غزلجام جم مظهر اعظم دل درویشان است←64غزل شماره ۶۳ - ساقی قدحی در ده تقریب و تعلل چیست...غزلساقی قدحی در ده تقریب و تعلل چیست←65غزل شماره ۶۴ - ای نقش چکل چوگل محدث...غزلای نقش چکل چوگل محدث←66غزل شماره ۶۵ - دل را به تمنا ز تو دیدار و دگر هیچ...غزلدل را به تمنا ز تو دیدار و دگر هیچ←67غزل شماره ۶۶ - جستهام شیرین سخن یاری فصیح...غزلجستهام شیرین سخن یاری فصیح←68غزل شماره ۶۷ - دل و دین می کنی یغما بدین رخ...غزلدل و دین می کنی یغما بدین رخ←69غزل شماره ۶۸ - تا کی ز غمت ناله و فریاد توان کرد...غزلتا کی ز غمت ناله و فریاد توان کرد←70غزل شماره ۶۹ - ترادوشینه بر لب جام و غیر اندر مقابل بود...غزلترادوشینه بر لب جام و غیر اندر مقابل بود←71غزل شماره ۷۰ - تا بکی یار بکام دگران خواهد بود...غزلتا بکی یار بکام دگران خواهد بود←72غزل شماره ۷۱ - مستانه بیرون تاخته تا عقل و دین یغما کند...غزلمستانه بیرون تاخته تا عقل و دین یغما کند←73غزل شماره ۷۲ - دل خود تنگ ز غنچه دهنی باید ساخت...غزلدل خود تنگ ز غنچه دهنی باید ساخت←74غزل شماره ۷۳ - تشنه نوش لبت چشمه حیوان چکند...غزلتشنه نوش لبت چشمه حیوان چکند←75غزل شماره ۷۴ - آنشوخ که با ما بسر کینه وری بود...غزلآنشوخ که با ما بسر کینه وری بود←76غزل شماره ۷۵ - گر راندیم ز بزم و شدی همنشین غیر...غزلگر راندیم ز بزم و شدی همنشین غیر←77غزل شماره ۷۶ - به محفلی که تو ای چون منی که راه دهد...غزلبه محفلی که تو ای چون منی که راه دهد←78غزل شماره ۷۷ - زمین خوردازمیش دردی چوچشمش پرخماری شد...غزلزمین خوردازمیش دردی چوچشمش پرخماری شد←79غزل شماره ۷۸ - که انداین کاروان یارب چه کس میرفت و میآمد...غزلکه انداین کاروان یارب چه کس میرفت و میآمد←80غزل شماره ۷۹ - حسن رخی کان تراست ماه ندارد...غزلحسن رخی کان تراست ماه ندارد←81غزل شماره ۸۰ - به این لطافت و رو تازه ارغوان نشود...غزلبه این لطافت و رو تازه ارغوان نشود←82غزل شماره ۸۱ - دل بشد از دست یاران فکر درمانش کنید...غزلدل بشد از دست یاران فکر درمانش کنید←83غزل شماره ۸۲ - جهان گیرئی کز سیاهی برآید...غزلجهان گیرئی کز سیاهی برآید←84غزل شماره ۸۳ - پارسایان ریائی ز هوا بنشینند...غزلپارسایان ریائی ز هوا بنشینند←85غزل شماره ۸۴ - بمن گر یک نظر آن ماه زیبا منظر اندازد...غزلبمن گر یک نظر آن ماه زیبا منظر اندازد←86غزل شماره ۸۵ - خورد چشم سیهت خون مسلمانی چند...غزلخورد چشم سیهت خون مسلمانی چند←87غزل شماره ۸۶ - ما ز میخانه عشقیم گدایانی چند...غزلما ز میخانه عشقیم گدایانی چند←88غزل شماره ۸۷ - یار با ما بیوفائی میکند...غزلیار با ما بیوفائی میکند←89غزل شماره ۸۸ - گل رنگ نگار ما ندارد...غزلگل رنگ نگار ما ندارد←90غزل شماره ۸۹ - گر آسمان دو سه روزی بمدعا گردد...غزلگر آسمان دو سه روزی بمدعا گردد←