کامبیز صدیقی کسمایی
در جاده های سرخ شفق
کامبیز صدیقی کسمایی / در جاده های سرخ شفق
فهرست متن
اشعار و آثار
1یک شعر خوبسایریک شعر خوب←2کوچهسایرپنجره باز است.←3بار دیگر شبسایربار دیگر شب←4در فکر آبسایردر فکر آب←5قلهسایربی تو من هیچم←6من، تشنه نوازش...سایرمن حرف می زنم←7خستگیسایرخستگی است←8در پای یک اجاقسایرباران←9پارک شهرسایراکنون بر روی نیمکتی کهنه←10نیایشسایردر پای پنجره←11پیامسایرنگاهم رفته تا آن دور، تا خورشید←12. __سایربا نوک مداد←13زمزمه ای در باغ وحشسایرفرعون سرزمین عجایب←14تاریخسایرزاده جنگ و نفاق و کینه ورزی ها،←15طلوعسایریک چلچله←16مرد تنهاسایراین صدای وزش باد زمستانی نیست←17واقعیتسایروحشتم از شب و از سرما نیست.←18غروب شهر ماسایربر دامن زمین←19در جاده های سرخ شفقسایرآه... ای زمین بی برکت!←20دروسایردور؛ در مزرعه دلکش همسایه ما←21شباهتسایردست خسته ام←22شعر بی نام...سایردر افق، که غرق تیرگی است←23همتی باید کردسایردر جهان هیچ کسی، مثل من تنها نیست.←24سوارسایراو را سوار اسب سفیدی میان شهر←25طرحسایرآنک!←26تمثیلسایرغصه هایم به چه می ماند؟←27ای بشارت...سایرمن چرا این همه می اندیشم:←28قهرسایرروی شاخه ام←29احساسسایرمن از مدار خود←30گورکنسایراین تیک تاک ساعت میدان شهر نیست.←