عطار
باب ششم: در بیان محو شده توحید و فانی در تفرید
عطار / مختارنامه / باب ششم: در بیان محو شده توحید و فانی در تفرید
فهرست متن
اشعار و آثار
61شماره ۶۱ - نه سوختگی شناسم و نه خامی...سایرنه سوختگی شناسم و نه خامی←62شماره ۶۲ - آرام ز جان حاضرم میبینم...سایرآرام ز جان حاضرم میبینم←63شماره ۶۳ - چون بادیه عشق، مرا پیش آمد...سایرچون بادیه عشق، مرا پیش آمد←64شماره ۶۴ - آن دم که چو بحر کل شود ذات مرا...سایرآن دم که چو بحر کل شود ذات مرا←65شماره ۶۵ - یک قطره بحرم من و یک قطره نیم...سایریک قطره بحرم من و یک قطره نیم←66شماره ۶۶ - زان گشت دلم خراب از هر ذره...سایرزان گشت دلم خراب از هر ذره←67شماره ۶۷ - هر یک ز دگر یک نگران میبینم...سایرهر یک ز دگر یک نگران میبینم←68شماره ۶۸ - در عشق نه پیدا و نه پنهانم من...سایردر عشق نه پیدا و نه پنهانم من←69شماره ۶۹ - در عشق وجود و عدمم یک سان است...سایردر عشق وجود و عدمم یک سان است←70شماره ۷۰ - در عالم عشق محو و ناچیز شدیم...سایردر عالم عشق محو و ناچیز شدیم←71شماره ۷۱ - ای بس که چه دشوار و چه آسان مردیم...سایرای بس که چه دشوار و چه آسان مردیم←72شماره ۷۲ - در واقعهای سخت عجب افتادم...سایردر واقعهای سخت عجب افتادم←73شماره ۷۳ - آن وقت که گفتمی که ناشاد منم...سایرآن وقت که گفتمی که ناشاد منم←74شماره ۷۴ - تن، سایه جان رنج پرورده ماست...سایرتن، سایه جان رنج پرورده ماست←75شماره ۷۵ - آن مرغ عجب در آشیان کی گنجد...سایرآن مرغ عجب در آشیان کی گنجد←76شماره ۷۶ - آن راز که پیوسته از آن میپرسم...سایرآن راز که پیوسته از آن میپرسم←77شماره ۷۷ - دل سوخته جمال او میبینم...سایردل سوخته جمال او میبینم←78شماره ۷۸ - ما مذهب عشق روی آن مه داریم...سایرما مذهب عشق روی آن مه داریم←79شماره ۷۹ - پیوسته حریف جان فزایم باید...سایرپیوسته حریف جان فزایم باید←80شماره ۸۰ - بر خاک بسی نشستم از غمناکی...سایربر خاک بسی نشستم از غمناکی←81شماره ۸۱ - میآیم و بس چون خجلی میآیم...سایرمیآیم و بس چون خجلی میآیم←82شماره ۸۲ - چون چهره خورشید وشش روشن تافت...سایرچون چهره خورشید وشش روشن تافت←83شماره ۸۳ - در محو دلم ز خویشتن ماند باز...سایردر محو دلم ز خویشتن ماند باز←84شماره ۸۴ - از عشق تو آمدم به جان چتوان کرد...سایراز عشق تو آمدم به جان چتوان کرد←85شماره ۸۵ - گه عشق تو در میان جان دارم من...سایرگه عشق تو در میان جان دارم من←86شماره ۸۶ - چون نیست زمانی سر خویشم بی تو...سایرچون نیست زمانی سر خویشم بی تو←87شماره ۸۷ - چون دوست به دست روح، پیغامم داد...سایرچون دوست به دست روح، پیغامم داد←88شماره ۸۸ - پیوسته دلم شیفته آن راز است...سایرپیوسته دلم شیفته آن راز است←89شماره ۸۹ - نقدی که مراست قیمتش هست بسی...سایرنقدی که مراست قیمتش هست بسی←90شماره ۹۰ - ای آن که درین حبس جهان ماندهای...سایرای آن که درین حبس جهان ماندهای←