عطار
باب بیست و سوم: در خوف عاقبت و سیری نمودن از عمر
عطار / مختارنامه / باب بیست و سوم: در خوف عاقبت و سیری نمودن از عمر
فهرست متن
اشعار و آثار
61شماره ۶۱ - از گلشن دل نصیب من خار رسید...سایراز گلشن دل نصیب من خار رسید←62شماره ۶۲ - چون لایق گنج نیست ویرانه عمر...سایرچون لایق گنج نیست ویرانه عمر←63شماره ۶۳ - امروز منم نشسته نه نیست نه هست...سایرامروز منم نشسته نه نیست نه هست←64شماره ۶۴ - رفتم که بنای عمر نامحکم بود...سایررفتم که بنای عمر نامحکم بود←65شماره ۶۵ - رفتم خط عشق وبندگی نادیده...سایررفتم خط عشق وبندگی نادیده←66شماره ۶۶ - کارم ز دل گرم و دم سرد گذشت...سایرکارم ز دل گرم و دم سرد گذشت←67شماره ۶۷ - شد عمر و دل از کرده پشیمان آمد...سایرشد عمر و دل از کرده پشیمان آمد←68شماره ۶۸ - آن شد که دلم را غم جانانی بود...سایرآن شد که دلم را غم جانانی بود←69شماره ۶۹ - زین شیوه که ازعمر برآوردم گرد...سایرزین شیوه که ازعمر برآوردم گرد←70شماره ۷۰ - تن پست شد از درد اگر پست نبود...سایرتن پست شد از درد اگر پست نبود←71شماره ۷۱ - افسوس که ناچار بمی باید مرد...سایرافسوس که ناچار بمی باید مرد←72شماره ۷۲ - دل رفت و ز آتش طرب دود ندید...سایردل رفت و ز آتش طرب دود ندید←73شماره ۷۳ - هان ای دل خسته کاروان میگذرد...سایرهان ای دل خسته کاروان میگذرد←74شماره ۷۴ - عمری که گذشت زود انگار نبود...سایرعمری که گذشت زود انگار نبود←75شماره ۷۵ - بنیاد جهان غرور و سوداست همه...سایربنیاد جهان غرور و سوداست همه←76شماره ۷۶ - با این دل چون قیر چه خواهی کردن...سایربا این دل چون قیر چه خواهی کردن←77شماره ۷۷ - میپنداری که بیخبر بتوان زیست...سایرمیپنداری که بیخبر بتوان زیست←