عطار
باب بیست و چهارم:درآنکه مرگ لازم وروی زمین خاک رفتگانست
عطار / مختارنامه / باب بیست و چهارم:درآنکه مرگ لازم وروی زمین خاک رفتگانست
فهرست متن
اشعار و آثار
31شماره ۳۱ - ای دل دانی که کار دنیا گذریست...سایرای دل دانی که کار دنیا گذریست←32شماره ۳۲ - هر ذره که در وادی و در کهساریست...سایرهر ذره که در وادی و در کهساریست←33شماره ۳۳ - اجزاء زمین تن خردمندان است...سایراجزاء زمین تن خردمندان است←34شماره ۳۴ - هر خاک که در جهان کسی فرسوده است...سایرهر خاک که در جهان کسی فرسوده است←35شماره ۳۵ - لاله ز رخی چو ماه میبینم من...سایرلاله ز رخی چو ماه میبینم من←36شماره ۳۶ - پیش از من و تو پیر و جوانی بودست...سایرپیش از من و تو پیر و جوانی بودست←37شماره ۳۷ - دی خاک همی نمود با من تندی...سایردی خاک همی نمود با من تندی←38شماره ۳۸ - هر کوزه که بیخود به دهان باز نهم...سایرهر کوزه که بیخود به دهان باز نهم←39شماره ۳۹ - بر بستر خاک خفتگان میبینم...سایربر بستر خاک خفتگان میبینم←40شماره ۴۰ - هر سبزه و گل که از زمین بیرون رست...سایرهر سبزه و گل که از زمین بیرون رست←41شماره ۴۱ - بر فرق تو هر حادثه تیغی دگرست...سایربر فرق تو هر حادثه تیغی دگرست←42شماره ۴۲ - ای اهل قبور! خاک گشتید و غبار...سایرای اهل قبور! خاک گشتید و غبار←43شماره ۴۳ - از مرگ، چو آب روی دلخواهم شد...سایراز مرگ، چو آب روی دلخواهم شد←