عطار
باب بیست و هفتم: در نومیدی و به عجز معترف شدن
عطار / مختارنامه / باب بیست و هفتم: در نومیدی و به عجز معترف شدن
فهرست متن
اشعار و آثار
31شماره ۳۱ - دل در ره او تصرف خویش ندید...سایردل در ره او تصرف خویش ندید←32شماره ۳۲ - در بادیهای که عقل را راهی نیست...سایردر بادیهای که عقل را راهی نیست←33شماره ۳۳ - ای دل! دانی که او سزاوار تو نیست...سایرای دل! دانی که او سزاوار تو نیست←34شماره ۳۴ - گر در همه عمر در سفر خواهی بود...سایرگر در همه عمر در سفر خواهی بود←35شماره ۳۵ - ای دل بندی بس استوارت افتاد...سایرای دل بندی بس استوارت افتاد←36شماره ۳۶ - هر روز به عالمی دگرگون برسی...سایرهر روز به عالمی دگرگون برسی←37شماره ۳۷ - هر چند که اهل راز میباید گشت...سایرهر چند که اهل راز میباید گشت←38شماره ۳۸ - گاه از مویی مشوشت باید شد...سایرگاه از مویی مشوشت باید شد←39شماره ۳۹ - جانا زغمت بسوختی جان، ما را...سایرجانا زغمت بسوختی جان، ما را←40شماره ۴۰ - گر جان گویم برآمد و حیران شد...سایرگر جان گویم برآمد و حیران شد←41شماره ۴۱ - اینجا که منم، پرده پندار بسی است...سایراینجا که منم، پرده پندار بسی است←42شماره ۴۲ - در عالم خوف روزگاری دارم...سایردر عالم خوف روزگاری دارم←43شماره ۴۳ - گر شادی تو معتبرم میآید...سایرگر شادی تو معتبرم میآید←44شماره ۴۴ - تا زلف تو چون کمند میبینم من...سایرتا زلف تو چون کمند میبینم من←45شماره ۴۵ - ای گم شده از جای به صد جای پدید...سایرای گم شده از جای به صد جای پدید←