عطار
باب سی و یکم: در آنکه وصل معشوق به کس نرسد
عطار / مختارنامه / باب سی و یکم: در آنکه وصل معشوق به کس نرسد
فهرست متن
اشعار و آثار
31شماره ۳۱ - من عاشق زار روی یارم چکنم...سایرمن عاشق زار روی یارم چکنم←32شماره ۳۲ - هر جان که فدای روی اونتوان کرد...سایرهر جان که فدای روی اونتوان کرد←33شماره ۳۳ - دل تحفه دلنواز نتوان آورد...سایردل تحفه دلنواز نتوان آورد←34شماره ۳۴ - گنجت باید به رنج خو باید کرد...سایرگنجت باید به رنج خو باید کرد←35شماره ۳۵ - دل در طلبش بجان گرفتار آمد...سایردل در طلبش بجان گرفتار آمد←36شماره ۳۶ - چون نیست دلم را جز ازو دلجویی...سایرچون نیست دلم را جز ازو دلجویی←37شماره ۳۷ - کو کس که چو بوده گشت نابوده نشد...سایرکو کس که چو بوده گشت نابوده نشد←38شماره ۳۸ - ای دل چو حجاب و پرده در کار بسی است...سایرای دل چو حجاب و پرده در کار بسی است←39شماره ۳۹ - همچون شمعی چند گدازم چکنم...سایرهمچون شمعی چند گدازم چکنم←40شماره ۴۰ - درداکه قرار از دل سرمستم رفت...سایردرداکه قرار از دل سرمستم رفت←41شماره ۴۱ - گفتم: جانا هیچ کسی جانان یافت...سایرگفتم: جانا هیچ کسی جانان یافت←42شماره ۴۲ - ای دل به امید هم نفس چند روی...سایرای دل به امید هم نفس چند روی←43شماره ۴۳ - چون وصل نیامد به کسی اولیتر...سایرچون وصل نیامد به کسی اولیتر←44شماره ۴۴ - این گنبد خاکستری پر اخگر...سایراین گنبد خاکستری پر اخگر←45شماره ۴۵ - ای بس که ز شوق چرخ دوار بگشت...سایرای بس که ز شوق چرخ دوار بگشت←46شماره ۴۶ - هم عقل طلسم جسم و جان باز نیافت...سایرهم عقل طلسم جسم و جان باز نیافت←47شماره ۴۷ - جانا رخ چون تویی به حس نتوان دید...سایرجانا رخ چون تویی به حس نتوان دید←48شماره ۴۸ - چون باد همی نیاید از سوی تو بر...سایرچون باد همی نیاید از سوی تو بر←49شماره ۴۹ - جان نتواند هیچ سزاوار تو گشت...سایرجان نتواند هیچ سزاوار تو گشت←50شماره ۵۰ - آواز به عشق در جهان خواهم داد...سایرآواز به عشق در جهان خواهم داد←51شماره ۵۱ - گر در طلبت ز روی تو مانم باز...سایرگر در طلبت ز روی تو مانم باز←52شماره ۵۲ - هر کو گهر وصل تو در خواهد خواست...سایرهر کو گهر وصل تو در خواهد خواست←53شماره ۵۳ - هرگه که من از وصل تو بابی شنوم...سایرهرگه که من از وصل تو بابی شنوم←54شماره ۵۴ - چون وصل تو یک ذره نیفتاد به دست...سایرچون وصل تو یک ذره نیفتاد به دست←55شماره ۵۵ - ای کاش دلم را سر آهی بودی...سایرای کاش دلم را سر آهی بودی←56شماره ۵۶ - این خود چه عجایبست کامیختهای...سایراین خود چه عجایبست کامیختهای←57شماره ۵۷ - آنها که ز باغ عشق گل میرفتند...سایرآنها که ز باغ عشق گل میرفتند←58شماره ۵۸ - حاصل ز غم عشق توام بدنامیست...سایرحاصل ز غم عشق توام بدنامیست←59شماره ۵۹ - نادیده ترا شرح سروپات خوش است...سایرنادیده ترا شرح سروپات خوش است←60شماره ۶۰ - گاهی ببریدی و گهی پیوستی...سایرگاهی ببریدی و گهی پیوستی←