عطار
باب سی و دوم: در شکایت کردن از معشوق
عطار / مختارنامه / باب سی و دوم: در شکایت کردن از معشوق
فهرست متن
اشعار و آثار
31شماره ۳۱ - تا در دل من آتش عشق تو فروخت...سایرتا در دل من آتش عشق تو فروخت←32شماره ۳۲ - تا کی دل و جان دردمندم سوزی...سایرتا کی دل و جان دردمندم سوزی←33شماره ۳۳ - من با تو بدی نکردم ای بینایی...سایرمن با تو بدی نکردم ای بینایی←34شماره ۳۴ - هم رهبر این عاشق گمراهی تو...سایرهم رهبر این عاشق گمراهی تو←35شماره ۳۵ - گر بی تو دمی خون جگر مینخورم...سایرگر بی تو دمی خون جگر مینخورم←36شماره ۳۶ - گه رانده دربدرم میداری...سایرگه رانده دربدرم میداری←37شماره ۳۷ - گاهی به بر خویشتنم میخوانی...سایرگاهی به بر خویشتنم میخوانی←38شماره ۳۸ - ای عشق تو کیمیای سرگردانی...سایرای عشق تو کیمیای سرگردانی←39شماره ۳۹ - هر لحظه به سوی من شبیخون آری...سایرهر لحظه به سوی من شبیخون آری←40شماره ۴۰ - گه با من دلخسته کنی دمسازی...سایرگه با من دلخسته کنی دمسازی←41شماره ۴۱ - ای هر نفست عزم جگرخواری بیش...سایرای هر نفست عزم جگرخواری بیش←42شماره ۴۲ - گه حمله عشق بر دل مجنون آر...سایرگه حمله عشق بر دل مجنون آر←43شماره ۴۳ - در راه فکندهای مرا در تک و تاز...سایردر راه فکندهای مرا در تک و تاز←44شماره ۴۴ - ای در غم عشق تو رهی نیست شده...سایرای در غم عشق تو رهی نیست شده←45شماره ۴۵ - عشق تو که سر چون قلمم اندازد...سایرعشق تو که سر چون قلمم اندازد←46شماره ۴۶ - صد بار کشیدم و به سرباری بار...سایرصد بار کشیدم و به سرباری بار←47شماره ۴۷ - آن را که ز دریای تو گوهر بایست...سایرآن را که ز دریای تو گوهر بایست←48شماره ۴۸ - در عشق تو ای خلاصه زیبایی...سایردر عشق تو ای خلاصه زیبایی←49شماره ۴۹ - از عشق فرو گرفتهای پیش و پسم...سایراز عشق فرو گرفتهای پیش و پسم←50شماره ۵۰ - شرطست ز تو بی سر و بی پا که روم...سایرشرطست ز تو بی سر و بی پا که روم←51شماره ۵۱ - گه عشق تو چون حلقه در میبردم...سایرگه عشق تو چون حلقه در میبردم←52شماره ۵۲ - سودای توام به سر برون گردانید...سایرسودای توام به سر برون گردانید←53شماره ۵۳ - سودای تو کارم به خطر خواهد کرد...سایرسودای تو کارم به خطر خواهد کرد←54شماره ۵۴ - عشق تو به هر دمم هزار افسون کرد...سایرعشق تو به هر دمم هزار افسون کرد←55شماره ۵۵ - گه نعره زن قلندر آیم با تو...سایرگه نعره زن قلندر آیم با تو←56شماره ۵۶ - گاهی به خودم بار دهد مستی مست...سایرگاهی به خودم بار دهد مستی مست←57شماره ۵۷ - زان بگرفته است لشکری پیش و پسم...سایرزان بگرفته است لشکری پیش و پسم←58شماره ۵۸ - چون داد دلم دل گسلم میندهد...سایرچون داد دلم دل گسلم میندهد←59شماره ۵۹ - جان میسوزد هر نفسم تا کی ازین...سایرجان میسوزد هر نفسم تا کی ازین←60شماره ۶۰ - چه عشوه و دم بود که دلدارنداد...سایرچه عشوه و دم بود که دلدارنداد←