عطار
باب سی و چهارم: در صفت آمدن معشوق
عطار / مختارنامه / باب سی و چهارم: در صفت آمدن معشوق
فهرست متن
اشعار و آثار
31شماره ۳۱ - دوشش دیدم چو زلف خود در تابی...سایردوشش دیدم چو زلف خود در تابی←32شماره ۳۲ - امشب بر ما مست که آورد ترا...سایرامشب بر ما مست که آورد ترا←33شماره ۳۳ - امشب ز پگاهی به خروش آمدهای...سایرامشب ز پگاهی به خروش آمدهای←34شماره ۳۴ - دوش آمد و گفت: هیچ آزرمت نیست...سایردوش آمد و گفت: هیچ آزرمت نیست←35شماره ۳۵ - دوش آمد و گفت: ای وطن بگرفته...سایردوش آمد و گفت: ای وطن بگرفته←36شماره ۳۶ - دوش آمد و گفت: اگر چه کم میآیم...سایردوش آمد و گفت: اگر چه کم میآیم←37شماره ۳۷ - دی گفت: چو تو صد به زیانی سوزم...سایردی گفت: چو تو صد به زیانی سوزم←38شماره ۳۸ - دی گفت: حجب ز پیش برنگرفتم...سایردی گفت: حجب ز پیش برنگرفتم←