عطار
مظهرالعجایب
عطار / مظهرالعجایب
فهرست متن
اشعار و آثار
61موعظه در مذمت توجه نمودن به دنیا ونقصان آن و صحبت مردان حق و فایده آنسایرهرکسی را خود در او جوشی دهند←62حکایت در تمثیل حال نادانان، که بخود گمان دانائی برند، و از حقیقت حال دانایان بیخبرند و طریقه دانایان از نادان شمرندسایریک حکیمی بود دانا در جهان←63در نصیحت و موعظه و تنبیه و خطاب قائم الولایه نمودن فرمایدسایرای برادر در شریعت راه رو←64تمثیل قبول پند و نصیحت دادن شیخ نظام الدین حسن صفا فرزند خود را و در آئینه قابلیت آن فرزند تاثیر کردن و قبول نمودن او آنراسایربود شیخی همچو شبلی پارسا←65در پند پدر فرزند راسایرای پسر این پند از من گوش کن←66***سایرتو خدا را از یقین خود شناس←67در قبول نمودن نصیحت و بیان ادیان و ملل مختلفه مخترعان و توضیح دین هدی که طریقه آل مصطفی و مرتضی استسایرپند آزادیست ای آزاده مرد←68تمثیل در عدل کسری و ثمره آن خصال، و ظلم آوری و نتیجه آن، و حکایت شاهزاده نیکو و از راه رفتن او بسخن مردم بدسکال و پند دادن شیخ ابوالحسن خرقانی او را و ابا نمودن او از آنسایربود سلطانی بصورت چون پری←69در مذهب غیبت نمودن و اندیشه آن، و مجلس گفتن شیخ شبلی و سوال سائل و جواب دادن شیخ او را و تنبیه شدن شیخ از آنسایربود شبلی را ریاضت در جهان←70تنبیه بحال کسانی که در عمل قاصرند و مردم را بدان فرمایند، و مناظره شیخ شبلی، و شیخ ابوالحسن نوری قدس سرهماسایربازهم نقلی ز شبلی گویمت←71تمثیل در رعایت ادب نمودن، و از عبادت و معرفت غافل نبودن، و مغرور نبودن بطاعت، و تقصیر نمودن در طلب، و تنبیه نمودن حضرت امام جعفر صادق علیه السلام شیخ داود طائی را برعایت ادبسایربشنو از گفتار فرزند نبی←72در تنبیه حال غافلان و اظهار حقایق عارفان، و بیان یکتائی حق سبحانه و تعالی، و تکرار ظهور صفات او جل جلالهسایرای بدنیا صرف کرده عمر خویش←73در حقیقت معنی «لاموثرفی الوجود الاالله» که صرف توحید استسایرگه شوی دریا و گردی موج زن←74در بیان خبر دادن از جلوه ظهور مولوی رومی قدس سرهسایرعارفی واقف ز اصل هر علوم←75در نصیحت بترغیب دین و آئین نبی، و ترک دنیا و میل بعقبیسایرچون بیابی سر او را بر ملا←76در مناجات بدرگاه حضرت قاضی الحاجات عرض میکندمناجاتای تو سلطان و کریم لایزال←77در مدح شاه اولیا سلطان اصفیا علی مرتضی علیه السلام میگویدسایرای باحمد لحمک لحمی شده←78در شرح احوال خود و خواب دیدن حضرت مولی و شفا دادن او را فرمایدسایربودم اندر تون بوقت کودکی←79درضمانت بهشت مرکاتب کتاب راواسراراو فرمایدسایرای برادر از ریا پرهیز کن←80تنبیه در آنکه از غیرببری و بخود روی آوری تا درحجاب نمیریسایربد به نیشابور مرد منعمی←81تمثیل احوال آنهائی که بهر چه توجه پذیرند، رنگ آن گیرند و برای صورت میرندسایربود دربغداد شیخی نیک رای←82در حکایت بیداری بیداردلان که تنبیه است بآگاهی ارباب عرفان و رهائی یافتن از خواب غفلت بی حاصلانسایرمالک دینار مرد کار بود←83در خاتمه کلام و تاریخ سال اتمام و اظهار عجز و ناتوانی و معذرتسایراندر آن سالی که طبعم گشت یار←