کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

مثنوی ·

روش آفرینش

1

سخن گفت با خویش، دلوی بنخوت

که بی من، کس از چه ننوشیده آبی

2

ز سعی من، این مرز گردید گلشن

ز گلبرگ پوشید گلبن ثیابی

3

نیاسودم از کوشش و کار کردن

نصیب من آمد ایاب و ذهابی

4

برآشفت بر وی طناب و چنین گفت

به خیره نبستند بر تو طنابی

5

نه از سعی و رنج تو، کز زحمت ماست

اگر چهر گل را بود رنگ و تابی

6

شنیدند ناگه درین بحث پنهان

ز دهقان پیر، آشکارا عتابی

7

که آسان شمردید این رمز مشکل

نکردید نیکو سوال و جوابی

8

دبیران خلقت، درین کهنه دفتر

نوشتند هر مبحثی را کتابی

9

اگر دست و بازو نکوشد، شما را

چه رای خطا و چه فکر صوابی

10

ز باران تنها، چمن گل نیارد

بباید نسیم خوش و آفتابی

11

بهر جا چراغی است، روغنش باید

بود کار هر کارگر را حسابی

12

اگر خون نگردد، نماند وریدی

اگر گل نروید، نباشد گلابی

13

یکی کشت تاک و یکی چید انگور

یکی ساخت زان سرکه ای یا شرابی

14

بکوه ار نمیتافت خورشید تابان

بمعدن نمیبود لعل خوشابی

15

نشستند بسیار شب، خار و بلبل

که تا غنچه ای در چمن کرد خوابی

16

برای خوشیهای فصل بهاران

خزان و زمستان کنند انقلابی

17

ز آهو دل، از مطبخی دست سوزد

که تا گردد آماده، روزی کبابی

18

بسی کارگر باید و کار، پروین

در آبادی هر زمین خرابی

متن شعر کپی شد.