کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

مثنوی ·

کارگاه حریر

1

به کرم پیله شنیدم که طعنه زد حلزون

که کار کردن بیمزد، عمر باختن است

2

پی هلاک خود، ای بیخبر، چه میکوشی

هر آنچه ریشته ای، عاقبت ترا کفن است

3

بدست جهل، به بنیاد خویش تیشه زدن

دو چشم بستن و در چاه سرنگون شدن است

4

چو ما، برو در و دیوار خانه محکم کن

مگرد ایمن و فارغ، زمانه راهزن است

5

بگفت، قدر کسی را نکاست سعی و عمل

خیال پرورش تن، ز قدر کاستن است

6

بخدمت دگران دل چگونه خواهد داد

کسی که همچو تو، دائم بفکر خویشتن است

7

بدیگ حادثه، روزی گرم بجوشانند

شگفت نیست، که مرگ از قفای زیستن است

8

بروز مرگم، اگر پیله گور گشت و کفن

بوقت زندگیم، خوابگاه و پیرهن است

9

مرا بخیره نخوانند کرم ابریشم

بهر بساط که ابریشمی است، کار من است

10

ز جانفشانی و خون خوردن قبیله ماست

پرند و دیبه گلرنگ، هر کرا بتن است

متن شعر کپی شد.