کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۶۷۹ - ای مرا زندگی جان از تو...

1

ای مرا زندگی جان از تو

زنده بینم همه جهان از تو

2

به زمین می فرو شود خورشید

هر شب از شرم، پر فغان از تو

3

گر زبانی دهی به یک شکرم

شکر گویم به صد زبان از تو

4

دست چون در کمر کنم با تو

که کمر ماند بی میان از تو

5

بار ندهی و پیش خود خوانی

این چه شیوه است صد فغان از تو

6

دل ز من بردی و نگفتم هیچ

لیک جان کرده ام نهان از تو

7

نتوانم که باز خواهم دل

که مرا هست بیم جان از تو

8

جان رها کن به من چو دل بردی

کین بدادم ز بیم آن از تو

9

دعوی صبر چون کنم که مرا

صبر کفر است یک زمان از تو

10

اثر وصل تو کسی یابد

که شود محو جاودان از تو

11

تا نشانی ز خلق می ماند

نتوان یافت نشان از تو

12

عاشقان را خط امان دادی

نیست عطار را امان از تو

متن شعر کپی شد.