کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

سایر ·

گفتگوی خضر(ع)با دیوانه ای

1

بود آن دیوانه عالی مقام

خضر با او گفت ای مرد تمام

2

رای آن داری که باشی یار من

گفت با تو برنیاید کار من

3

زانک خوردی آب حیوان چند راه

تابماند جان تو تا دیرگاه

4

من در آنم تابگویم ترک جان

زانک بی جانان ندارم برگ آن

5

چون تو اندر حفظ جانی مانده

من به تو هر روز جان افشانده

6

بهتر آن باشد که چون مرغان ز دام

دور می باشیم از هم والسلام

متن شعر کپی شد.