کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل ۳۷۵ - خواهد دگر به دامگهی بال بسته ای...

1

خواهد دگر به دامگهی بال بسته ای

مرغ قفس شکسته ای از دام جسته ای

2

صیاد کیست تا نگذارد ز هستیش

غیر از سر بریده و بال شکسته ای

3

صیدی ستاده باز که بندد گلوی جان

در گردنش هنوز کمند گسسته ای

4

کو جرگه ای که باز نماند نشان از او

جز جان زخم خورده خونابه بسته ای

5

قیدیست قید عشق که ذوقش کسی که یافت

هرگز طلب نکرد دل باز رسته ای

6

عشرت در آن سر است که آید برون از او

هر بامداد چهره به خونابه شسته ای

7

وحشی خموش باش که آتش زبان نشد

الا دلی چو شعله بر آتش نشسته ای

متن شعر کپی شد.