کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۵۶۹ - دشمن از بهر تو گر طعنه زند بر دل و دینم...

1

دشمن از بهر تو گر طعنه زند بر دل و دینم

دل من دوست ندارد که کسی بر تو گزینم

2

گر چه با من نفسی از سر مهری ننشینی

اگرم بر سر آتش بنشانی بنشینم

3

من به صدق آمده ام پیش تو، بی رغبت از آنی

تو نداری خبر از حال من، آشفته ازینم

4

گر در افتد به کمندم، صنما، چون تو غزالی

کاروانها رود از نافه اشعار به چینم

5

در گلستان جمال تو گر آیم به تماشا

باغبان گو: مکن اندیشه، که من میوه نچینم

6

گرم از خاک لحد کله پوسیده برآری

آیت مهر تو باشد رقم مهر جبینم

7

شب ز فریاد من شیفته همسایه نخسبد

کاوحدی وار ز سودای تو با ناله قرینم

متن شعر کپی شد.