کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۵۷۸ - تا بر آن عارض زیبا نظر انداخته ایم...

1

تا بر آن عارض زیبا نظر انداخته ایم

خانه عقل به یک بار برانداخته ایم

2

بر دل ما دگر آن یار کمان ابرو تیر

گو: مینداز، که ما خود سپر انداخته ایم

3

هیچ شک نیست که: روزی اثری خواهد کرد

تیر آهی که به وقت سحر انداخته ایم

4

ای که قصد سر ما داری، اگر لایق تست

بپذیرش، که به پای تو در انداخته ایم

5

به جفا از در خود دور مگردان ما را

تا بجوییم دلی را که در انداخته ایم

6

قدر خاک درت اینها چه شناسند؟ که آن

توتیاییست که ما در بصر انداخته ایم

7

اوحدی راز خود از خلق نمی پوشاند

گو: ببینید که: ما پرده در انداخته ایم

متن شعر کپی شد.