کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

مثنوی ·

مثنوی

1

چون بدید این غزل بدین سان خوب

ملتفت شد به طالب آن مطلوب

2

دست یازید و بر گرفت و بخواند

در بد و نیک این سخن می راند

3

چون به آخر رسید خوش بگریست

گفت: بیچاره این عراقی کیست؟

4

گفتم: ای جان جان، من مسکین

در بیابان عشق گفته ام این

5

گفت: آنگه شود مرا باور

که بدین قافیت یکی دیگر

6

بر بدیهه بگویی اندر حال

باشد این در فراق و آن ز وصال

7

آن غزل در فراق جانان بود

وین یکی در وصال باید زود

8

گفتم: ای مایه سخن گفتن

از تو بنوشتن و ز من گفتن

9

گفت: کو کاغذ و دوات و قلم؟

دادمش: تا نوشت این غزلم:

متن شعر کپی شد.