مثنوی · عراقی
مثنوی
1
هر که بر خوان این هوس خام است
نیست معنی درو، همه نام است
2
هر که از عشق بی خبر باشد
اندرین ره بسان خر باشد
3
بی خبر در بریدن منزل
قند بر دوش و کاه و جو در دل
4
روز و شب، سال و ماه آواره
در بیابان نفس اماره
5
هر که عاشق نگشت در معنی
آدمی صورت است و خر معنی