مثنوی · عراقی
مثنوی
1
ای غم تو مجاور دل من
وز زمانه غم تو حاصل من
2
تا دلم باد، مبتلای تو باد
دایما بسته بلای تو باد
3
دیده را دیدن تو می باید
وگرم قصد جان کنی شاید
4
دل ما را فراغت از جان است
زندگانی ما به جانان است
5
عشق، روزی که درد من بفزود
شد حقیقتی اگر مجازی بود
6
در ترقی است کار ما در عشق
بلکه اخلاص شد ریا در عشق