کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

سایر ·

بخش ۷ - صفت چوگان باختن سلامان

1

صبحدم چون شاه این نیلی تتق

بارگی راندی به میدان افق

2

شه سلامان، مست و نیم خواب

پای کردی سوی میدان در رکاب

3

با گروهی از نژاد خسروان

خردسال و تازه روی و نوجوان

4

هر یکی در خیل خوبان سروری

آفت ملکی بلای کشوری

5

صولجان بر کف، به میدان تاختی

گوی زرین در میان انداختی

6

یک به یک چوگان زنان جویای حال

گرد یک مه حلقه کرده صد هلال

7

گرچه بودی زخم چوگان از همه

بود چابک تر سلامان از همه

8

گوی بردی از همه با صد شتاب

گوی مه بود و سلامان آفتاب

9

آری، آن کس را که دولت یار شد

وز نهال بخت برخوردار شد،

10

هیچ چوگان زیر این چرخ کبود

گوی نتواند ز میدانش ربود

متن شعر کپی شد.