سایر · جامی
بخش ۸ - در صفت کمانداری و تیراندازی وی
1
از کمانداران خاص اندر زمان
خواستی ناکرده زه چاچی کمان
2
بی مدد آن را به زه آراستی
بانگ زه از گوشه ها برخاستی
3
دست مالیدی بر آن چالاک و چست
تا بن گوش اش کشیدی از نخست
4
گاه بنهادی سه پر مرغی بر آن
رهسپر گشتی به هنجار نشان
5
ورگشادی تیر پرتابی ز شست
بودی اش خط افق جای نشست
6
گرنه مانع سختی گردون شدی
از خط دور افق بیرون شدی