سایر · جامی
بخش ۱۱ - تاثیر حیلت های ابسال در سلامان
1
چون سلامان با همه حلم و وقار
کرد در وی عشوه ابسال کار،
2
در دل از مژگان او، خارش خلید
وز کمند زلف او، مارش گزید
3
ز ابروانش طاقت او گشت طاق
وز لبش شد تلخ، شهدش در مذاق
4
نرگس جادوی او خوابش ببرد
حلقه گیسوی او تابش ببرد
5
اشک او از عارضش گل رنگ شد
عیشش از یاد دهانش تنگ شد
6
دید بر رخسار او خال سیاه
گشت از آن خال سیه حالش تباه
7
دید جعد بیقرارش بر عذار
ز آرزوی وصل او، شد بیقرار
8
شوقش از پرده برون آورد، لیک
در درون اندیشه ای می کرد نیک
9
که مبادا گر چشم طعم وصال
طعم آن بر جان من گردد وبال
10
آن نماند با من و، عمر دراز
مانم از جاه و جلال خویش باز
11
دولتی کن مرد را جاوید نیست
بخردان را قبله امید نیست