کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

سایر ·

بخش ۱۸ - رسیدن سلامان پیش پدر و اظهار شعف کردن وی

1

چون پدر روی سلامان را بدید

وز فراق عمر کاه او رهید،

2

بوسه های رحمتش بر فرق داد

دست مهر از لطف بر دوشش نهاد

3

کای وجودت خوان احسان را نمک!

چشم انسان را جمالت مردمک!

4

روضه جان را نهال نوبری

آسمان را آفتاب دیگری

5

باغ دولت را گل نوخاسته

برج شاهی را مه ناکاسته

6

عرصه آفاق لشکرگاه توست

سرکشان را روی در درگاه توست

7

پای تا سر لایق تختی و تاج

نیست تاج و تخت را بی تو رواج

8

تاج را مپسند بر فرق خسان!

تخت را در زیر پای ناکسان!

9

ملک، ملک توست، بستان ملک خویش!

ملک را بیرون مکن از سلک خویش!

10

دست ازین شاهد پرستی باز کش!

شاهی و شاهدپرستی نیست خوش

11

دور کن حنای این شاهد ز دست!

شاه باید بود یا شاهدپرست

متن شعر کپی شد.