کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

سایر ·

بخش ۲۰ - سوال و جواب ذوالنون با عاشق مفتون

1

والی مصر ولایت، ذوالنون

آن به اسرار حقیقت مشحون

2

گفت در مکه مجاور بودم

در حرم حاضر و ناظر بودم

3

ناگه آشفته جوانی دیدم

نه جوان، سوخته جانی دیدم

4

لاغر و زرد شده همچو هلال

کردم از وی ز سر مهر سوال

5

که: «مگر عاشقی؟ ای شیفته مرد!

که بدین گونه شدی لاغر و زرد؟»

6

گفت: «آری به سرم شور کسی ست

که ش چو من عاشق رنجور بسی ست»

7

گفتمش: «یار به تو نزدیک است

یا چو شب روزت از او تاریک است؟

8

گفت: «در خانه اوی ام همه عمر

خاک کاشانه اوی ام همه عمر»

9

گفتمش: «یک دل و یک روست به تو

یا ستمکار و جفاجوست به تو؟»

10

گفت: «هستیم به هر شام و سحر

به هم آمیخته چون شیر و شکر»

11

گفتمش: « ... جا افتاده ... »

« ... جا افتاده ... »

12

لاغر و زرد شده بهر چه ای؟

سر به سر درد شده بهر چه ای؟»

13

گفت: «رو رو، که عجب بی خبری!

به کزین گونه سخن درگذری

14

محنت قرب ز بعد افزون است

جگر از هیبت قرب ام خون است

15

هست در قرب همه بیم زوال

نیست در بعد جز امید وصال

16

آتش بیم دل و جان سوزد

شمع امید روان افروزد

متن شعر کپی شد.