غزل · ملک الشعرای بهار
غزل ۵ - در غمش هر شب به گردون پیک آهم می رسد...
1
در غمش هر شب به گردون پیک آهم می رسد
صبرکن، ای دل! شبی آخر به ما هم می رسد
2
شام تاریک غمش را گر سحر کردم چه سود؟
کز پس آن نوبت روز سیاهم می رسد
3
صبر کن گر سوختی ای دل! ز آزار رقیب
کاین حدیث جانگداز آخر به شاهم می رسد
4
گر گنه کردم، عطا از شاه خوبان دور نیست
روزی آخر مژده عفو گناهم می رسد