غزل · ملک الشعرای بهار
غزل ۶ - اگر تو رخ بنمایی ستم نخواهد شد...
1
اگر تو رخ بنمایی ستم نخواهد شد
ز حسن و خوبی تو هیچ کم نخواهد شد
2
برون ز زلف تو یک حلقه هم نخواهد رفت
کم از دهان تو یک ذره هم نخواهد شد
3
گرم دو بوسه دهی جان دهم به شکرانه
کرم ز خاطر اهل کرم نخواهد شد
4
تو پاک باش و برون آی بی حجاب و مترس
کسی به صید غزال حرم نخواهد شد
5
اگر بر آن سری ای ماهرو!که روز مرا
کنی سیاه، به زلفت قسم، نخواهد شد
6
گرم زنی چون قلم، بند بند، این سر من
ز بندگیت جدا یک قلم نخواهد شد
7
رقیب گفت: « بهار از تو سیر شد » هیهات!
به حرف مفت کسی متهم نخواهد شد