کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

شماره ۴ - عشقت زهم برآورد یاران مهربان را...

1

عشقت زهم برآورد یاران مهربان را

از همچو مرگ به گسست پیوند جسم و جان را

2

تا طرح هم زبانی با این و آن فکندی

کردند تیز برهم صد همزبان را

3

از لطف عام کردی در بزم خاص باهم

در نیم لحظه دشمن صد ساله دوستان را

4

جمعی که باهم اول بودند راست چون تیر

در کینه هم آخر کردند زه کمان را

5

باد ستیزه برخاست وز یکدیگر جدا کرد

مانند دود آتش اهل دو دودمان را

6

شهری ز آشنایان پر بود ای یگانه

بیگانه کرد عشقت از هم یگان یگان را

7

صد دست عهد باهم دست تو از کناره

شمشیر بر میان زد پیوند این و آن را

8

ما با کسی که بودیم پیوسته بر در مهر

باب النزاع کردیم آن طرفه آستان را

9

با محتشم رفیقی طرح رقابت افکند

کی ره به خاطر خود می دادم این گمان را

متن شعر کپی شد.