غزل · محتشم کاشانی
شماره ۶ - دلم که بی تو لگدکوب محنت و الم است...
1
دلم که بی تو لگدکوب محنت و الم است
خمیرمایه چندین هزار درد و غم است
2
نمونه ایست دل من ز گرگ یوسف گیر
که در نهایت حرمان به وصل متهم است
3
من آن نیم که نهم پا ز حد برون ورنه
میانه من و سر حد وصل یک قدم است
4
علامت شه حسن است قد و کاکل او
که بر سر سپه فتنه بهترین علم است
5
نظیر لعل تو بسیار هست غایتش آن
که در خزانه سلطان خطه عدم است
6
دمی کشی به عتابم دمی به لطف خطاست
چه قاتلی تو که تیغ ستیزه ات دو دم است
7
تو شاه حسنی و بر درگهت به بانک بلند
کسی که لاف گدائی زده ست محتشم است