غزل · محتشم کاشانی
شماره ۲۲ - بهر تسخیر دلم پادشهی تازه رسید...
1
بهر تسخیر دلم پادشهی تازه رسید
فکر خود کن که سپه بر در دروازه رسید
2
عشق زد بر در دل نوبت سلطان دگر
کوچ کن کوچ که از صد طرف آوازه رسید
3
شهر دل زود بپرداز که از چار طرف
لشگری تازه برون از حد و اندازه رسید
4
مژده محمل مه کوکبه ای می آرند
از درون رخش برون تاز که جمازه رسید
5
میوه وصل تو آن به که گذارم به رقیب
از ریاض دگرم چون ثمر تازه رسید
6
ساقیا باده ز خمخانه دیگر برسان
که درین بزم مرا کار به خمیازه رسید
7
محتشم طرح کتاب دیگر افکند مگر
کار اوراق جلالیه به شیرازه رسید