کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

شماره ۲۹ - وصل چون شد عام از هجران بود ناخوشترک...

1

وصل چون شد عام از هجران بود ناخوشترک

خاک هجران بر سر وصلی که باشد مشترک

2

کی نشیند در زمان وصل بر خاطر غبار

گر نه بیزد خاک شرکت بر سر عاشق فلک

3

وصل نامخصوص یار آدم کش است ای همدمان

خاصه یاری کش بود حسن پری خلق ملک

4

یار را با غیر دیدن مرگ اهل غیرت است

غیر بی غیرت درین معنی کسی را نیست شک

5

هرکجا گرمست از تیغ دو کس بازار وصل

می زنند آنجا حریفان نقد غیرت بر محک

6

عاشقی ریش است و وصل دلبران مرهم برآن

وصل چون شد مشترک می گردد آن مرهم نمک

7

بر سر هر نامه طغرائیست لازم محتشم

کی بود زیبنده گر باشد دو سر را تاج یک

متن شعر کپی شد.