غزل · محتشم کاشانی
شماره ۳۱ - این منم کز عصمت دل در دلت جا کرده ام...
1
این منم کز عصمت دل در دلت جا کرده ام
این منم کز عشق پاک این رتبه پیدا کرده ام
2
این منم کز پاکبازی چشم هجران دیده را
قابل نظاره آن روی زیبا کرده ام
3
این منم کز عین قدرت دیده اغیار را
بی نصیب از توتیای خاک آن پا کرده ام
4
این منم کز صیقل آئینه صدق و صفا
در رخت آثار مهر خود هویدا کرده ام
5
این منم کز رازداری گوش حرف اندوز را
مخزن اسرار آن لعل شکرخا کرده ام
6
این منم کز پرسشت با صحت و عمر ابد
ناز بر خضر و تغافل بر مسیحا کرده ام
7
این منم کاندر حضور مدعی چون محتشم
هرچه طبعم کرده خواهش بی محابا کرده ام