کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

شماره ۳۴ - به خوبی ذره ای بودی چه در کوی تو جا کردم...

1

به خوبی ذره ای بودی چه در کوی تو جا کردم

به دامن گرم آتشپاره ای اما خطا کردم

2

منت دادم به کف شمشیر استغنا که افکندی

تن اهل وفا در خون ولی بر خود جفا کردم

3

تو خود آئینه ای بودی ولی ماه جمالت را

من از فیض نظر آئینه گیتی نما کردم

4

بلای خلق بودی اول ای سرو سهی بالا

منت آخر بلائی از بلاهای خدا کردم

5

نبود از صدق روی اهل حاجت در تو بی پروا

تو را من از توجه قبله حاجت روا کردم

6

خریداران ز قحط حسن می گشتند گرد تو

تو را من از عزیزی یوسف مصر صفا کردم

7

کنون او ذوق دارد محتشم از کردهای من

من انگشت تاسف می گزم که اینها چرا کردم

متن شعر کپی شد.