کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

شماره ۳۸ - دو روزی شد که با هجران جانان صحبتی دارم...

1

دو روزی شد که با هجران جانان صحبتی دارم

درین کار آزمودم خویش را خوش طاقتی دارم

2

به حال مرگ باشد هرکه دور افتد ز غمخواری

من از دلدار دور افتاده ام خوش حالتی دارم

3

از آن کو رخت بستم وز سگ او خواستم همت

کنون چون سگ پشیمان نیستم چون همتی دارم

4

شبم بی زلف او صد نیش عقرب نیست در بستر

چو چشم دیر خواب خویش مهد راحتی دارم

5

نبرد اسباب عیشم مو به مو باد پریشانی

جدا زانطره و کاکل عجب جمعیتی دارم

6

نمی سازم کمال عجز خود پیش سگش ظاهر

تعالی الله بر استغنا چه کامل قدرتی دارم

7

سخن در پرده گفتن محتشم تاکی زبان درکش

که پر بیهوده میگوئی و من بد کلفتی دارم

متن شعر کپی شد.