کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

شماره ۳۹ - دانسته باش ای دل کزان نامهربانت می برم...

1

دانسته باش ای دل کزان نامهربانت می برم

گر باز نامش می بری بی شک زبانت می برم

2

با شاهد دلجوی غم دست وفا کن در کمر

کامروز یا فردا از آن نازک میانت می برم

3

چون از چمن نخل جوان برد به زحمت باغبان

با ریشه پیوند جان از وی جنانت می برم

4

مردانه دندان سخت کن وز تیغ هجران سر مکش

گر سخت جانی تا ابد زان دلستانت می برم

5

زان میوه ارزان بها گر نگسلی پیوند خود

چون تاک ازین پس یک به یک رگهای جانت می برم

6

گر از ره بی غیرتی دیگر به آن کو می روی

از اره غیرت روان پای روانت می برم

7

شرح غم من محتشم زین پیش می گفتی به او

گر باز می گوئی زبان زین ترجمانت می برم

متن شعر کپی شد.